از سینما و فستیوال ها تا ورزش و سیاست ، عکس ها و نوشته های پسرک ساده دل را دنبال کنید
 

از اوایل اردیبهشت یا اواخر فروردین ماه بود که یکدفعه وب سایت پشتیبان از کار

افتاد ... از آن روز تا زمانی که دوباره برگشتیم اتفاقات زیادی روی داد

خوب و بد ، از تولد بیست و پنچ سالگی تا دادگاهی که بدون رای ماند

از ترجمه های سنگین تا سفر به پایتخت ...

خیلی سرحالتر از قبلم ولی هنوز دلشکسته و چرکین از ادما ، ادم کینه ای

نیستم ولی فراموش کار هم نیستم ، هنوز با وجود اینکه ان خانم

پیشنهاد داده که مهریه و نفقه را میبخشد تا من امضا کنم برای طلاق توافقی

ولی من هنوز با خودم کنار نیومدم که بعد از این همه ازاری که داد

بعد از تهمت های زیادی که زد ، بعد از خرج های زیادی که روی

دستم گذاشت راحت تمام کنم ماجرا را ، فعلا اعتراض روی اقساط مهریه

گذاشته شد تا حتی اگر توافق صورت گرفت ما کارمون با اطمینان انجام

شده باشد ...

این روزها که نبودیم بازی های فوق العاده بچه های والیبال را هم دیدیم

من به عنوان یک ایرانی ، یک ورزشکار و یک عشق ورزش

به تک تک بچه های والیبال و سرمربی دوست داشتنی ان افتخار میکنم و

برایشان بهترین آرزوها را از خداوند خواستارم ... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۴ساعت   توسط ساده دل | 
 

 

حدود دو ماهی میشه که مشکل بوجود آمده برای بلاگفا خیلی ها مثل من

را نگران کرده که دست نوشته های ثبت شدشوناااااا از بین داره میره ...

ولی خدا را شکر همه چیز داره به قبل برمیگرده و خاطراتمون  از بین نرفته

خیلی اتفاقات در این مدت روی داده ولی مجالی برای ثبت شدن نبود 

ولی اگر عمری باشه به زودی مینویسم همه این مدتو ...

از دادگاه های متعدد تا ترجمه سختی که بهم داده بودن و تا فکر

یک سفر طولانی رفتن همه این ها در آرامش خوبی روی داده که دو

سالی بود ازش در درون من خبری نبود ... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر ۱۳۹۴ساعت   توسط ساده دل | 
 

پدر روزت مبارک ...

تا هستند قدرشان را بدانیم ...

دوستشان داشته باشیم 

دلشان را نشکنیم و همیشه و همیشه احترامشان را نگه داریم ... همین . 

 ( ساده دل )

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت   توسط ساده دل | 
 

یازده اردیبهشت 

روز تولد مامان جان

پدر و مادر بهترین هدیه و نعمت خداوند هستند بی شک ...

خدا همه پدران و مادران را حفظ و انانی که دیگر نیستند را رحمت کند ...

( ساده دل )

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت   توسط ساده دل | 
 

سال هاست که صبح ها در اولین فرصت سری به وب سایت های خبری میزنم

از خبرهای ورزشی گرفته تا سیاسی و جنایی و ...

از ورزشی که بگذریم ، خبر های سیاسی اکثرا حدس و گمان هستند و بهشون نمیشه

اطمینانی کرد ولی خبرهای جنایی ، دزدی ، خیانت  و ... دردناکترین قسمت صبح های من

را تشکیل میده ...

از قتل های بی مورد تا جنایت هایی که مرموز و شاید تا دنیا دنیاست مجهول بمانند 

خبرها را بالا و پایین میکنم میرسم به خبری با این تیتر :

پایان تلخ زندگی زنی که سالها دور از خانواده زندگی کرد و به خاطر 150هزارتومان شکنجه شد

خبرو که باز میکنم با فاجعه ای روبرو میشم ، شکنجه ، کتک و با مثله کردن زن جوان به خاطر

150 هزار تومان ، زن جوانی که سال ها دور از شوهر و فرزندانش زندگی میکرد

پایان تلخی برای زندگی خود رقم زده بود ...

خبر دیگری که تلخ بود و من و یاد ماجرای خودم می انداخت تیتری به این نوشته داشت :

ماجرای جالب دختر مهندسی که هووی زن 46ساله شد

ماجرای باغداری که پس از هجده سال زندگی زن و فرزند شانزده ساله خودش

را زیر پا گذاشت و با معشوقه جوان خودش به سفر خارج رفته ...

اشک های زنی که به خاطر علاقه و پسر شانزده ساله خود نمیخواد

از شوهرش جدا بشه ...

کاش کمی انصاف داشتیم 

کاش کمی معرفت داشتیم

کاش کمی فکر میکردیم و دست به کارهایی میزدیم که جبران شدنی نیستند

کاش فقط انسان بودن را به لقب به دنبال خود کشان کشان نمیبردیم

کاش ... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت   توسط ساده دل | 
 

شاید در چند روز آینده ماجرای زندگی من و اون خانم تمام بشه و البته شاید ... 

آخرین مرتبه که اون خانم وارد خانه ما شد چند روزی از عمل زانوی من گذشته بود

و من در بستر بودم ، امد و لحظه رفتن گفت .... ( من ) خیلی ادم کینه ای هستش

در صورتی که من اصلا کینه ای نیستم و شاید فراموش نکنم خیلی از اتفاقات را ولی

هیچ زمان بر صدد کینه ورزی و اذیت نبودم ...

این روزها اصلا مدعی این نیستم که خسته نیستم ، خسته نشدم و ناراحت نیستم

چرا خیلی خیلی خستم ، خیلی خیلی ناراحتم ولی میخوام کوتاه بیام تا بیشتر از این

ماجرا تلخ زندگی ما هم نخورد ، من حق خودم میدونم که کوتاه نیام شک هم در این

حق ندارم ولی نمیخوام ماجرا بیش از این کشدار شود ، این کوتاه اومدن احتمالی من

فقط برای برگشتن ارامش به زندگی خیلی هاست فقط ...

میخوام دوباره برگردم به زندگی ، دوباره شروع کنم به عاشقی ، به ارامش داشتن

شروع دوباره بدون فکرهای زیاد ، پس شاید دوشنبه پایانی باشه برای  ماجرای  

عجیب و غریب زندگی دو ادمی که عجیب وارد زندگی هم شدن و عجیب و پر

از ماجرا دارند جدا میشوند البته جدا بودند به صورت رسمی منظورم هستش

البته شایددددددد ...

من در این 500 و خورده ای روز تهمتی به کسی که رسما شریک زندگی من 

بود نزدم ولی گفته های زیادی از طرف پدر ایشون و البته مراجع قانونی بود

که من همه را واگذار میکنم به وجدان خودش و خانوادش و خدایی که صاحب

اول و اخر ماست ... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت   توسط ساده دل | 
 

پانصدمین روزیست که ماجرای بدشانسی من شروع شد البته بیش از این هاست

اگر درست حساب کنیم از روزی شانزده دی ماه 1391 که ساعت هفت شب زنگ

زدم شروع شد ولی به هر حال پانصد روزست که رفته و به کوله ای پر از بی احترامی

و تهمت و دروغ دنبال گرفتن پولیست از من که به هیچ عنوان حقش نیست ...

دیروز زمان دادگاه مهریه و اعسار و عصر دیروز هم زمان رسیدگی به پرونده نفقه بود

در شعبه هشتم دادسرای خانواده شهر بندرعباس خبری از اون خانم و وکیلش نشد

ولی عصر دیروز در شورای حل اختلاف خبرهای زیادی بود از حضور اون خانم 

به همراه مادرش ( نفر اصلی ماجرای زندگی ما ) ...

بعد از حضور این دو نفر نوبت به ما رسید ، دادیار گفت بنده خدا را چرا انقدر

کم براش نفقه بریدن ، گناه داره !!! بهش گفتیم ایشون پرونده کیفری در شهرستان ....

داره ، گفت اون که تهمت و دروغ هستش ، بهش گفتم سیستم امنیت اخلاقی 

خودتون این موضوع را گفته و پرونده را باز کرده ولی گفت نه ، شما بیا بیست 

سی میلیون بده بنده خدا بره زندگیشو کنه !!!

من از قبل رفتن هم میدونستم که اینجوری جواب میگیرم ولی به هر حال 

گفتم برای اخرین مرتبه هم اعتماد کنم به سیستم قضایی اون شهرستان

که باز هم به دیوار بی قانونی و دورغ و فریب و فساد اخلاقی خوردم ...

من همین پولی هم که داشتن برای پرداخت اقساطی مهریه هم دیگه ندارم

چون حکم جلب من را گرفتن و من سر کار نمیرم ، پس به هیچ عنوان قادر

به پرداخت پولی نیستم و اگر بودم هم نمیدادم ، شک نکنید که تا اخر

روی حرفم خواهم بود و کوچکترین کوتاهی نخواهم کرد ... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت   توسط ساده دل | 
 

چقدر دلم میخواد زمان برمیگشت به هفت یا هشت سال قبل و من یک تصمیم

جدید میگرفتم و به هیچ عنوان در کشور نمی ماندم و برای همیشه از این کشور 

سراسر بی معرفتی رفته بودم ولی افسوس که یک تصمیم اشتباه در زمانی که

گذشته گرفتم و حالا دیگر شانسی برای خروج از کشور نمانده ، کوهی از مشکلات 

بروی کمرم هست که فرصت تکان خوردن هم نمانده برایم ، ممنوع الخروج هستم

به خاطر پرداخت مهریه ، همه سرمایه چند سال تلاشم رفت به پای ادمی که 

ارزش یک لحظه وقت برایش گذشتن هم نداشت و افسوس که این روزها بر

گشتنی نیست و فقط باید حسرت روزهایی که اشتباه کردی در انتخاب ها

را بخوری ، باید افسوس بخوری که وقتت و سرمایه تو داره به فنا میره 

به خاطر ادم هایی که حتی ذره ای انسانیت در وجودشان نیست ...

از قاضی پرونده ای که میتواند واقعیت ها را ببیند ولی افسوس که

با قدرتی که انتسابی بهش رسیده تنها کاری که نمیکند دیدن و 

سنجیدن همه واقعیت هست ...

تا ادمی که این روزها دیگر ادم گفتن هم بهش حرام هست یک ذره معرفت 

در وجودشان نیست ، زمانی که خیانت کردن دیگر دنبال ثابت کردن چی هستند ؟

خیانت کردید 

دزدی کردید

تهمت زدید 

امانت داری نکردید و حالا دنبال چی هستید دیگه ؟ اینکه با وجود این همه بی معرفتی

همه چیز را به نفع خودتون تمام کنید ؟

من دیگه توقعی از کسی ندارم ، یک روزی یک بنده خدایی میگفت قضاوت یعنی اجرای 

عدالت ولی من درون کشورم عدالت نمیبینم ، قاضی که حرف روز دادگاه حرفی میزند

و برعکس همان دستور میدهد در موردش حرف زدن هم کراهت دارد ...

عدالت این روزهای کشورم یعنی :

اگر خیانت نکردی باختی

اگر دنبال فریب و دروغ نبودی باختی

اگر محبتت زیاد شد باید له بشی

اگر پارتی نداشتی باید کنار باشی

عدالت یعنی خیانت کن و تهمت بزن و یکجورایی پارتی داشته باش خودش حل میشه

عدالت یعنی اگر سالم زندگی کردی باید خرابت کنند 

این ها طعنه نیست واقعیت این روزهای ماست ، تنها من هم نه ، خیلی

از من های دیگر هم هستند که خسته شدند و دیگر توان ایستادن ندارند ....

این ها درد و دل نبود ، تمام این ها در برگیرنده 30 ماه از زندگی من بوده

من جزو همین کشورم ولی انقدر اذیت کردید که دیگر دوست ندارم سرزمین مادریمو ....

جوانی من را از بین برده اید و سکوتتان در برابر خیانت طرف مقابل من یعنی ظلم

به جوانی که بیش از دو سال هست که دستش به جایی نمیرسد ...

مثل خیلی ها پارتی نداشتم و ندارم و نخواهم داشت به جز صاحب وجودم ولی

شک نکنید که روزی باید جوابگوی ثانیه به ثانیه از خستگی هایم باشید ...

I'm tired but hopeful for the future  ... همین . 

( ساده دل )

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۴ساعت   توسط ساده دل | 
 

روزهای زیادیست که دنبال انتقال پرونده ای از دادسرای شهری به دادسرای 

بندرعباس هستم ، هر ارگانی بهانه ای می آورد ولی اگر بر علیه من کاری بخواهند

به سرعت برق انجام میشود ، حکم جلب برای پرداخت مهریه قبل از دادگاه اعسار 

( تقسیم مهریه ) ، جلب سیار ، بریدن نفقه برای طرف مقابلی که در دادگاه شهری

دیگر پرونده خیانتش باز هست با اعترافات همه طرف های پرونده ...

اواخر ماه جاری اعلام میشود که مهریه به چه صورتی باید پرداخت شود و من

با وجودم به اینده امیدوارم ، با اینکه این پول نا حق هست و حتی قانونن هم اگر

پرونده مذکور کامل شود مهریه عملا پرداختش باید کنسل شود ولی من این را

پرداخت خواهم کرد ولی به هیچ عنوان از حق خودم برای طلاق ندادن و ادعای 

حیثیت نخواهم گذشت ، به هیچ وجه دیگر کوتاه نخواهم امد ...

بی انصافیست پرداخت پولی از طرف من به طرفی که خیانت کرده هم دورانی

که من در کنارش حضور داشتم و هم در دورانی که فرار کرده ولی متاسفانه 

در شهری گیر کردم که همه دستشان در دست هم هست و وکیل نابینا طرف 

مقابل من با وسیله قرار دادن خود ، در همه پرونده ها پشت 

این نابینایی پنهان شده اند ، به من توهین کرد دستم به جایی نرسید 

از رابطه های اون خانم اطلاع دارند و داشتند و پنهان کردند ولی باز زورش بیش

از من هستش ....

در پرونده مذکور دست کاری هایی صورت میگیرد ولی دستم به جایی بند نمیشود ...

همه این موضوعات برای من هیچ زمان فراموش نخواهد شد و در برابر همه ان ها

خواهم ایستاد حتی اگر به نا حق همانند این دوران بیش از 17 ماه اذیت بشوم ... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۴ساعت   توسط ساده دل | 
 

مادر روزت مبارک ....

همه روزها برای مادرها و پدرهاست بدون شک بزرگترین هدیه خداوند به هر آدمی

وجود فوق العاده پدر و مادر هست ...

قدردان بودنشان باشیم و اگر نیستند همیشه به یادشان باشیم و 

در قلبمان بودنشان را حس کنیم ... همین .

 

تاج از فرق فلک برداشتن

جاودان آن تاج بر سرداشت 

در بهشت آرزو ره یافتن

هر نفس شهدی به ساغر داشتن

روز در انواع نعمت ها و ناز

شب بتی چون ماه در بر داشتن

صبح از بام جهان چون آفتاب

روی گیتی را منور داشتن

شامگه چون ماه رویا آفرین

ناز بر افلاک اختر داشتن

چون صبا در مزرع سبز فلک

بال در بال کبوتر داشتن

حشمت و جاه سلیمانی یافتن

شوکت و فر سکندر داشتن

تا ابد در اوج قدرت زیستن

ملک هستی را مسخر داشتن

برتو ارزانی که ما را خوش تر است

لذت یک لحظه " مادر " داشتن !

( ساده دل )

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت   توسط ساده دل | 
 

امشب یکی از مهمترین بازی های تاریخ فوتبال ایران برگزار میشه برابر تیم پر

ستاره سوئد در خاک این کشور اروپایی ولی همه نگران هستند که کسی که

دوستش دارند اخرین باریست که روی نیمکت تیمشان مینشیند ...

هشت سال محمد علی آبادی و علی سعیدلو  و محمد عباسی که وزرا و 

رئسای ورزش ایران بودند ولی قصد داشتند رییس فدراسیون هم باشند 

همه رای دادند به ادمی که حرفش این بود که امید را به مردم این کشور

برمیگرداند ولی این وعده عملی نشد ، نه توافق هسته ای صورت گرفت

نه خبری از کاهش قیمت ها شد و نه تغییر رویه در رفتار در سینما و ورزشمان

این روزها کسی دبیر کل فدراسیون فوتبال شده است که اصلا شناخته شده نیست

حداقل برای منی که سال ها بازی میکردم و دنبال میکنم ولی این شخص

به همراه وزارت ورزش و جوانان این کشور دل همین جوانان را شکسته اند

مردم این کشور مردی را دوست دارند که باهاشون رو راست هست ، حرفه ای

کار میکنه و عشق به کشور ما 100 ها برابر بیشتر از خیلی از ادم های پشت میز

این کشور هست بدون شک ...

آقای رییس 

مردم این مرد را دوست دارند ، مردم صداقت و رو راستی را دوست دارند پس

امید این مردم را نا امید نکن ... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت   توسط ساده دل | 
 

آخرین ساعات سال 1393 بود عکس هایی را در یکی از صفحات فیس بوک دیدم که

بغض یکسالم را شکست ، همان لحظه به فکرم رسید که متنی را بنویسم ولی شروع

سال نو را دوست نداشتم به تلخی شروع کنم ولی دیشب انتشار عکسی از طرف

یکی از شخصیت های مورد علاقه من باز آتش درونم را روشن کرد و خواستم بنویسم

هر چند تلخ و هر چند همانند نوشته های یک سال و چند ماه اخیر من گلایه امیز

و پر از غر ...

این بغض و سکوت من برمیگرده به اواخر اذر ماه سال قبل زمانی که در اوج

درد زانو پای چپم و رفتن دختری که نامش در شناسنامه من بود و مهرش در دلم

تلفن خونه زنگ زده بود ، پدر همان دختر بود ، میگفت که دخترم برنمیگرده و علتش

کتک خوردن از من ، نداشتن عقل و جنون من به علاوه علت های دیگه ، ان زمان

هیچ دفاعی از خودم نکردم و مدت ها همه چیز درونم ماند ، منی که حتی اگر

کتک هم بخورم دست به روی کسی بلند نکرده ، نمیکنم و نخواهم کرد متهم به

کتک زدن همسر خود شده بودم اونم از طرف خود او و خانواده اش ولی باز سکوت 

کردم ، شاید این بد اخلاقی ها تمام شود و سر عقل بیاد ولی نیامد ، من شاکی

بودم شدید از دست خودم و انتخابم از دست او و خانواده اش ، همه جنس مخالف

را به همین چشم میدیدم ولی اولین روزی که وارد دادسرای بندرعباس شدم

نظرم چیز دیگری شد ، خانم جوانی نشسته بود ، صورتش کبود و دستش 

بانداژ شده ، چشمان ریزش قرمز شده بود ، دستانش را به هم گره زده بود

استرس زیادی داشت و زیر لب زمزمه ای میکرد ، بعد از انجام کارهام متوجه

شدم ، شوهر خانم او را کتک میزده ولی خانم به قصد جدا شدن نداشت

فقط میخواست از شوهرش ضمانت بگیرند که او را کتک نزند ، بعد از دیدن

این خانم به خودم فحش میدادم که چرا همه را به یک دید و یک فکر برای

خودم مجسم کرده بودم ، دیشب تصویری از صورت ورم کرده خانمی را دیدم

که در دوران تاهل کتک میخورده و یاد تصاویر کتک زدن وحشیانه دختر افغان

افتادم که به دلایل ثابت نشده ای بعد از کتک خوردن به آتش کشیده شد و به 

قتل رسید ، همه این ها را نوشتم که بگم با هیچ دلیلی نمیتوان دست به روی

کسی بلند کرد ، هیچ جرم و اتهامی نمیتواند مجوز بدهد برای کتک خوردن کسی

پس باید خوی وحشی بودن را از تن و روح خود خارج کنیم و با آرامش ، دوستی

و بدون خشونت هر کاری را به سرانجام برسانیم و حل کنیم ...

دوست نداشتم با گلایه و تلخی نوشته های این سال را شروع کنم ولی 

باید مینوشتم و یادی میکردم از افرادی که بهشون ظلم شد ولی سکوت

کردند و مظلومانه از کنارش گذشتند و پذیرفتند که دست روزگار این تقدیر

را برایشان نوشته ... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ساعت   توسط ساده دل | 

خط ویژه ساخته مصطفی کیایی

عصبانی نیستم ساخته رضا درمیشیان

قصه ها ساخته رخشان بنی اعتماد

سیزده ساخته هومن سیدی

خانوم ساخته تینا پاکروان

چند متر مکعب عشق شاخته جمشید محمودی

ردکارپت ساخته رضا عطاران

پوستر برخی از این فیلم برای پست جدید پسرک ساده دل 

ادامه پوسترها در ادامه مطلب ...

( ساده دل )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ساعت   توسط ساده دل | 

1 - خط ویژه
2 - قصه ها
3 - سیزده 
4 - چند متر مکعب عشق
5 - آرایش غلیظ
6 - ردکارپت
7 - خانوم
8 - چ
9 - خانه پدری
10 - مهمان داریم

11 - متروپل
12 - انارهای نارس
13 - بیگانه
14 - برف
15 - ملبورن
16 - دلتنگی های عاشقانه
17 - زندگی جای دیگری است
18 - پنجاه قدم آخر 

البته 5 فیلم دیگه هم هست که ببینم ...
چند فیلم هم دوست داشتم ببینم و نشد 
طبقه حساس
عصبانی نیستم
رستاخیز
زندگی مشترک آقای محمودی و ...
شیار 143
لامپ 100
امروز
و ناخواسته .
..

( ساده دل )

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ساعت   توسط ساده دل | 

متروپل ..

آخرین ساخته آقای کارگردان ( مسعود کیمیایی ) ...

امروز با ترس زیادی رفتم به دیدن این فیلم که دیروز خیلی پر سر و صدا بود

اکرانش در برج میلاد ...

ولی به تماشا نشستم ، فیلم متروپل اصلا اونی نبود که من فکرشو میکردم و انتظارشو

داشتم ولی اصلا فیلم بد و غیر قابل تحملی نبود ، فیلم مشکلش بد نوشته شدنش بود

فیلم مشکلش پرداخت نشدن به بازی ها بود و شاید انتخاب های اشتباه ولی اصلا فیلم

بدی نیست ، شاید فاصله داشت با انتظارات و همه دوست داشتند با فیلم هم اندازه

قیصر، سرب ، خط قرمز و ... روبرو بشوند ولی این فاصله نباید باعث میشد این همه

دست به تخریب مرد بزرگ سینما و فیلمش بزنند ...

متروپل بد نیست ... همین ...

( ساده دل )

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت   توسط ساده دل | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ساده دل
روز تولد سی خرداد ماه ...
متولد شهر زنده رود
وبلاگ نویس و دانشجو
کارشناسی عمران سازه .
عاشق سیاه کردن دفترچه
خاطراتم ، سینما و فوتبال

در کل پسرکی با آرزوهای
بزرگ و شاید دست نیافتنی .

( ساده دل )

نوشته های پیشین
تیر ۱۳۹۴
اردیبهشت ۱۳۹۴
فروردین ۱۳۹۴
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
آرشيو
آرشیو موضوعی
سینما
ورزش
نویسندگان
ساده دل
فرشته
پیوندها
وبلاگ SHAHROUZ
کافه سینما
سایت سینمایی سی نت
ورزش سه
کلاب فوتبال من
خبر آنلاین
دریای خروشان ( داوود )
talkhtarazasal
وبلاگ رز زرد
وبلاگ lili______ wOoOoOW
♥دوست دارم♥
وبلاگ atishpare و PARVA
ورق پاره ها
م.مسافر
خلوت بوسه
شقايق دخترك تنها
هر چي بخواي پيدا ميشه
به تماشا سوگند و به آغاز کلام
دخترک عاشق
دلتو به ما بده
سه گانی
غریبه
لیلایی ترین دستخط مجنون(یوسفی )
داستان کوتاه و مطالب خواندنی Stefan
حرف دل
دوستانه
Just Love
روزهایی که خود نیستم
خاطرات یه دخمل صورتی
nogirl-noboy - ضد دختر-ضد پسر
تنهاترین مسافر جاده ی عشق
موفقیت حق شماست ...
تمنای وصال
خزان
زیباترین ها
آواهای کاغذی
ناگفته های شازده کوچولو
تنهاترین مسافر جاده عشق "داستان"
mahancasi
عاشقانه های من برای تو....
اندکی صبر سحر نزدیک است
دوستان آبی
وبلاگ از همه رنگ
خلیج همیشه فارس
عشق همیشگی
طعم زندگی
وقتی که دیگر نبود
دختر صورتی
شب سرد
ماه نقره ای
یه روزی میای
اینجا همه چی در همه
Your Smile is my life
لطفا گوسفند نباشید!
دخترای زیر 18 سال
:::یه تنها یه غریبه:::
خداوندا این دل به چه کار آید
Ma 2 Ta
بی پروا می نویسم
وب تفریحی تنها
בوستـ.ـے بـ.ـآ اِسـانسـ ِ بـ.ـ.ـو.و.وســ
بانوی جنگل
ღ___من وخودم ___ღ
دلتنگی های من
آخه این زندگیه .... ؟
پایه
معجزه ی آبی
donyaye daroon
wintery diaries
گالری عکس
* دنیااااااااآآآآه *
باران عشق
خوش به حالت
تنهایی یک بازنده
بندوبست درجمع
♂دهه هفتادیا♀
آرش کشاورزی
♥♥Nakoni Bavar♥♥
عشق وفاصله
رویای خیالی من
دوستانه
❤❤دردودل❤❤
سارا تنها
من روز
به تماشاسوگند و به آغاز کلام
دُختَـرﮮ بـآاِسآنسـ سـﮯـگـآر
★پرنســـــــس های شـــــــــب
eVeN$
عشق ما منچستر
افسانه دل
شادباش...دنیا دو روزه....
سیب سفید
تنها ترانه
معنی عشق چیست ....؟
افــــــسانــــــه نـــیــســـت
واژه عشق
★وبلاگچه ی خاطرات من★
اخه این زندگیه....؟؟؟
انتظار غریبانه
بهار نبش قبر پرستو هاست
-_ وبـلاگـــــــدونیـــےِ نـــــــــدا-
V@RT@N♣
~LoYaL BoY~
« دنیای فیلم و بازیگران »
دلخوشی...
◕مخــ ــاطبـــ خـ ـاصــــ◕
بدون عنوان ...
عاشقانه ...
کاش دوباره آغاز شود ....
در خلوت خودم
تنها
پشت دریاها شهری است...
دختری از جنوب
دنیای دست ساز های رنگارنگ من
بغض ...
❤❤❤Alone ❤❤❤
دیـــــــــــــــــــــــــــــــوووونه!
جملات عاشقانه
سرگذشت من
شعرهای زیبای من
پارسکا | سایت تفریحی ایرانیان
بخند مصنوعی ...
حرفای یه دختر بهاری
پارس ها
نقطه سر خط ...
عقرب سیستان
fantastic life
hamid sefat
hamechiz inja hast
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 


Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگر