عکس ها ، دل و دست نوشته های پسرک ساده دل را دنبال کنید
 

هفته قبل سه روزی بندرعباس بودم برای پیگیری پرونده های مهریه و نفقه

کارهای اعسار ( قسطی کردم مهریه ) را انجام دادم ، سری هم به شورای حل

اختلاف این شهر زدم و توضیحاتی برای پرونده نفقه دادم ، در دادسرای خانواده این

شهر در شعبه های هشتم و چهارم سر زدم ولی هیچ خبر جدید و اتفاق تازه ای در 

پرونده ها روی نداده بود ، من یک هفته هست برگشتم و الان دادسرای بندرعباس

میگه ما بیست روز قبل ابلاغی به شما دادیم که شما امضا کردی و تحویل گرفتی

با محتوای اینکه دادسرا به خاطر لایحه طرف مقابل من ( زن قانونی من ) گفته شما

باید به پزشک قانونی بری و پزشکان آنجا در مورد سلامت جنسی و روحی ، روانی

شما نظر بدهند در صورتی که من بندرعباس بودم در این شعبه ها ولی هیچ

ابلاغی به من داده نشد و اینکه در جلسه اول طلاق و تمکین ما که طرف مقابل

حضور نداشت و قاضی شعبه چهارم هم نبود ، دادرس گفت که در جلسه دوم

هر دو طرف باید خضور داشته باشند و اگر تشخیص دادیم به پزشک قانونی 

بروند ولی الان چیز دیگری میگن !!!

من یک سوال از دادسرای بندرعباس ، وکیل طرف مقابل و زن خودم دارم و این سوال 

در مورد این هست که اگر همه با هم در یک جبهه هستید خب من و چرا مرتب به

اون شهر میکشید ؟ حکم بدید و تمام ، دروغ و کلک زدنتون چی هست ؟

ابلاغی که به من ندادید چرا میگید دادید ؟ قاضی که نبوده چطور نظر داده ؟

چرا الزام نمیکنید که اون خانم هم در جلسات حضور داشته باشه ؟

این که من و خسته کنید راهش نیست ... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آبان 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

هیچ زمان رسانه های کشور ایران و ما مردم ایران یاد نگرفتیم

چطور دفاع کنیم از کسی ، با حمله کردن به طرف مقابل نمیشه دفاع کرد

نمیشه حق را اثبات کرد ، نتیجه هم این شد که با این همه دست و پا 

زدن بالاخره کاری که نباید میشد ، شد ... 

کمپین حمایتی خیلی خوبه ها ولی نه با حمله و فحاشی و تهمت زنی

به طرف مقابل اونم طرفی که دیگر در این دنیا نیست ...

اشتباه کردیم ... همین . ریحانه جباری اعدام شد .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آبان 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

دوشنبه بود که به بندرعباس رفتم برای انجام برخی کارها در دادسرا و شورای

حل اختلاف که خوشبختانه به خوبی انجام شد ...

صبح سه شنبه با اینکه دیر شده بود ولی برای مراحل اداری انجام اقساطی کردن مهریه 

به دادسرا رفتم و بعد چندین بار رفتن به طبقه چهار و آمدن به همکف کارها انجام شد 

و کپی های لازم را هم گرفتن تا عصر مجبور بودم تو شهر گرم و یکجورایی خسته کننده 

بندرعباس چرخی بزنم تا ساعت پنج که شورای حل اختلاف باز کند و من کارهای 

مربوط به نفقه را انجام بدم که خوشبختانه آن هم به خوبی انجام شد و این دو سه

 روز مهمان یکی دو نفر از دوستانی بودم که واقعا مهمان نوازی کردند مثل همیشه ...

البته نکته جالب زمانی بود که تلفنی با یکی از کارشناسان نفقه صحبت میکردم و متوجه 

شدم که ایشون به خانم بنده صحبت کرده و طرف ما گفته بودند که از روز اول 

عقد بهم نفقه نمیداده !!! نه از نظر پوشاکی ، نه خوراکی ، نه درمانی و نه تفریحی !!!

گفتم اگر باز با ایشون صحبت کردید از قول من بگید مرسی که

انقدر فراموش کار هستی و بسیار بسیار بی معرفت و .... .

به هر حال بعد از دو رفت و آمد اتوبوسی که هر کدام بیش از 15 ساعت طول 

کشیده بالاخره امروز صبح ساعت حدود 5 به خانه برگشتم ... خدا را شکر ... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آبان 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

امروز صبح با یکی از سه کارشناس شورای حل اختلاف صحبت میکردم در مورد

رای که برای نفقه میخواهند بنویسند و از من سوالاتی کردند و در آخر بهم گفتند

که چقدر میتونی نفقه بدی ؟ من در جواب گفتم من اصلا نفقه نمیدم مگه ایشون

با من زندگی میکنه ؟ مگر جای زندگیشو من میدونم ؟ مگر محل کارشو به من گفتند ؟

مگر سفر میکنه از من سوال کرده ؟ که الان من محکومم به پرداختش واالا باید زندان

برم ؟ گفت خب قاضی این حکم را داده و شما باید تمام نفقه از روز عقد را بپردازی

من گفتن جناب .... من تا تاریخی که ایشون از پیش من رفته تمام پرداخت کردم و 

چندین برابر هم دادم ، گفت فاکتور داری که خوراکی و پوشاکی تامین کردی ایشونا ؟

گفتم شما فاکتور و رسید از خانمت میگیری ؟ گفت نه ولی باید شاهد بیاری که 

بگن ایشون تو خانه شما تامین بود از همه نظر !!!

برام جالب بود که خانمی که 304 روز در کنار من بود چطور همه چیز را فراموش کرده

همه سینماها ، کنسرت ها ، خرید ها ، سفرها ، ثبت نام دانشگاه ، کنکور ، تولد و مهمونی ها

چطور دادگاه قبول کرده که ایشون 304 روز گرسنه و بدون لباس با من زندگی کرده !!!

در یکی دو روز آینده باز دارم میرم که اول از همه مهریه را پرداختش را تقسیم کنم و بعد

هم سری به شورا بزنم و علت این حکم را جویا شوم ... 

راستی توضیح اقای کارشناس جالب بود در مورد نحوه اعمال نظر و وجه پرداختی به خانم

قیمت صبحانه ، قیمت ناهار و شام ، آرایشگاه ، رفت و آمد و ... در ماه را حساب کردند

و فرمودند که احتمالا مبلغ .... میشه باید بپردازید سر ماه ، آرایشگاه ایشون در شهر

دیگه که تشریف میبرند و من مخارجش  را باید بپردازم ، مرسی .... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

آقای روحانی دیشب فرمودند که هیچ کدام از قول هایی که داده

را فراموش نمیکند ولی من به عنوان یکی از فعال ترین افراد انتخابات 

سال قبل هیچ کدام از قول هایی که ایشون دادند را ندیدم که عمل

شده باشه بهش ، اونم بعد از شانزده ماه ...

آقای روحانی یادتون هست روز خاکسپاری آقای طاهری چه صحبت

هایی کردید ؟ کدام بهش عمل شده ؟

کاش به دنبال گول زدنمون نباشید ... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مهر 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

سفر و یکجورایی تهران گردی من تمام شد البته خیلی خیلی خسته شدم ...

1 - هفت تا از دوستان را دیدم که خیلی خیلی خوشحالم کرد یکجورایی

روحیه خیلی خوبی بهم داد ...

2 - نمایشگاه نقاشی فرشتگان زمینی را ازش دیدن کردم

3 - به تماشای فیلم خوب ماهی و گربه ساخته شهرام مکری نشستم 

4 - عکس های زیادی از نمایشگاه نقاشی ، بهشت زهرا

خیابان های شلوغ و پر سر و صدا و البته از مترو اونم با اجازه مسئولین ...

یک تشکر ویژه از یکی از دوستانم که خیلی خیلی کمکم کرد

و اگر نبود حسابی به مشکل میخوردم ... دمش گرم و دستش درد نکنه .

خدا را شکر ... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مهر 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

( ساده دل )

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مهر 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

مگر یک ماهی خسته 

چقدرمی تواند خلاف جهت آب

مگر یک پرنده ی خسته

چقدر می تواند خلاف جهت باد پرواز کند 

و حالا من چقدر میتوانم برای خود هضم کنم

که کسی که مدعی عاشقی بود همان هست که

تهمت های فراوانی میزند .... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

شنبه صبح بعد از شانزده ساعت سفر با اتوبوس رسیدم بندرعباس ، ساعت هشت و نیم

زمان رسیدگی به پرونده ما بود در شعبه چهارم ولی ساعت 9 هم گذشت و قاضی نیومد

خبری از وکیل و همسر من که ماه هاست پنهان شده هم نبود ، بالاخره بعد از یک ساعت

رفتیم به دفتر معاون شعبه و ایشون پرونده را دیدن و سوالاتی کردند و یک آقایی هم از طرف

وکیل خانم اومدند و لایحه جدیدی را تقدیم دادگاه کردند و اینبار تهمتی جدید اونم

مشکل جنسی بود که این بار بعد از بیش از 270 روز فراری بودن این تهمت زدند ،

من فقط نیش خندی زدم به اون اقا و اقای رییس و گفتم دستشون درد نکنه !!!

راستش خیلی خسته شدم دقیقا هم طرف مقابل من هم همین موضوع را میخواد

حالا اتهامات شد دوتا مشکل جنسی و مشکل روحی و روانی ( جنون ) ، قاضی

دستور رسیدگی به زمان دیگری را داد و الزام به حضور هر دو طرف ، در همین بین

اقا پسری که از طرف وکیل خانم امده بود گفت خانم پیشنهاد کرده که 30 سکه طلا

نقد بگیره و توافقی جدا بشه که من گفتم نه همه را هم ببخشد من طلاق نمیدم ...

ولی خودم میدونم که خستم ، میدونم بی حوصله شدم ، برعکس خانم که سفر میکنه

تفریح میکنه با پول ما ، نمیدونم چرا توی یازده ماه حضورش متوجه این همه بد جنسی

نشدم ، متوجه با دلش اینجا نبودش نشدم ، کجای این قانون خانواده حقی را به من داده ؟

این عکس اتوبوسی که باهاش رفتم و هواپیمایی که برگشتم ...

عجیب دلم گرفته از خدااااااا ... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم شهریور 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

شنبه روز دادگاه هست و من راهی بندرعباس هستم ، شهری که اصلا دوستش

ندارم ، بدشانسی من حتی تو تهیه کردن بلیط هم ادامه داشت ، جمعه ها نه بلیط 

هواپیما هست و نه قطار به مقصد بندرعباس ، پس من به اجبار باید یک روز زودتر و با

اتوبوس این راه چهارده ، پانزده ساعته را برم ، اونم با زانویی که چند ماهی هست عمل

شده و دوران درمانی را به خوبی طی نکرده ، اینم بماند برای دل خودم ، اصلا

این سفر را دوست ندارم ولی اجباری هست که برم ، البته با داشتن وکیل میشد

که خودم حاضر نشم ولی با مشورت با وکیلم به این نتیجه رسیدیم که به خاطر

دو نکته بهتر است که حضور داشته باشم ...

دوست نداشتم غر بزنم ولی چه کنم همیشه زمان رفتن دلم میگیره ، تازه این سفر

هم که موضوع و دلیلش این هست که دل دگیر من دو چندان شده ، نمیدونم

چرا بی حوصله هستم ، نمیدونم چرا این خستگی چند ماهه هنوزم روی تنم سنگینی

میکنه ، ولی این را خوب میدونم که حق من این نبود که اینجوری اذیت بشم ، شایدم

حقم بوده نمیدونم ، به امید این حرف دارم کوله سفر میبندم که خدا جای حق هست

امیدوارم این بار هم باشه ، سفر من شنبه شب تمام میشه و با پرواز ساعت 8 شب 

به شهرم برمیگردم ، ولی بازم برای چندمین مرتبه میگم من به عمر همسر هیچ

کس را ندیدم که این همه ظلم کنه به شوهرش ، شوهری که حداقل تا اونجایی که

تونست همه جوره براش مایه گذاشت ... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

امروز روز خیلی خوبی برای ورزش ایران و مردمش است بدون شک ...

قهرمانی تیم ملی کشتی فرنگی ایران برای اولین بار در مسابقات جهانی

و پیروزی تیم ملی والیبال ایران برابر صربستان و صعود تاریخی تیم به جمع شش

تیم برتر جهان ...

دم ولاسکو و تیم ملی آرژانتین هم گرم که با پیروزی برابر آمریکا ، به تیم ما

کمک کردند برای صعود ...

مرسی کواچ ، مرسی ولاسکو و مرسی بچه های تیم ملی والیبال 

دو همتون گرم که خوشحالمون کردید ، مرسی مرسی مرسی .

 

ساده دل


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

من عاشق سینمای ایران هستم شاید هر سال اکثریت فیلم های حاضر 

در جشنواره فجر و اکران را تماشا کنم ، امروز دوست داشتم بازیگرانی مورد علاقه

خودم و تو پست جدید به دوستانم معرفی کنم ...

پرویز پرستویی ، مهناز افشار ، لیلا حاتمی ، میترا حجار

هانیه توسلی ، حامد بهداد ، شهاب حسینی ، بهرام رادان

پیمان معادی ، نیکی کریمی ، رضا عطاران ، سارا خوئینی ها 

ترانه علیدوستی ...

عکس های بازیگران مورد علاقه من در ادامه مطلب ...

 

( ساده دل )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

امشب یک نوشته زیبا از یک هنرمند دوست داشتنی انتخاب کردم برای

پست جدید امیدوارم دوستش داشته باشید ...

 

هنوز دوستت دارم

و باور این جمله مثل وقتی که مشت زندگی را باز کنی و بفهمی پوچ بوده است 

سخت است

باورش سخت است 

هنوز دوستت دارم ...      ( منیره حسینی )

( ساده دل )

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم شهریور 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

خیلی بده ، وقتی از خواب بیدار میشی ، میدونی تموم روزت چطور میخواد بگذره ، ایمان

داری که هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد .. کسل کننده است شروعی که پایانش

رو میدونی ، درست وقتی از اون دسته آدمها باشی که روزمرگی ریشه احساست

رو میسوزونه ... 

به معجزه هم اعتقادی نداری ، حتی خرافاتی هم نیستی که به خطوط فنجون قهوه ت خیره

بشی ، مثه اکثر آدمها که دنبال نیمه زندگیشون ته فنجون قهوه شون هستند ...

یه نگاه سریع به پشت سرت میندازی میبینی اونچه گذشت رو قشنگ زندگی نکردی ، و

آنچه که قراره زندگی کنی بر وفق مراد نیست ...

بیا ایندفعه تو معجزه شو و بيا .. بزار این رنگ خاکستری از روزهام محو شه 

دلتنگ رنگ عشقم !!!

رنگ عشق همان رنگ و هوای خنده های کودکیست ، همان لحظه های فراموشی

دلتنگ های مادرانه ، غصه های دل پدر و دوست داشتنی های ناب و اصلی

نمیدونم ولی دل تنگم برای همه خوبی ها ، خوب بودن ها ، سلام ها ، خندیدن ها

شادی ها ، همه و همه رنگ عشقی هستند که این روزها دلتنگشم ...

( ساده دل )

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم شهریور 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

فیلم قصه ها به کارگردانی رخشان بنی اعتماد برنده جایزه بهترین فیلمنامه از 

جشنواره ونیز ایتالیا شد ...

تبریک به عوامل این فیلم خیلی خوب ، دیدنی و به سینمای ایران ...

قصه ها 

کارگردان : رخشان بنی اعتماد

فیلمنامه نویس : رخشان بنی اعتماد ،  فرید مصطفوی

بازیگران : حبیب رضایی ، پیمان معادی ، باران کوثری ، صابر ابر ، گلاب آدینه

فرهاد اصلانی ، بابک حمیدیان ، ریما رامین فر ، عاطفه رضوی ، مهراوه شریفی نیا

محمد رضا فروتن ، شاهرخ فروتنیان ، فاطمه معتمد آریا ، حسن معجونی و مهدی هاشمی .

 عکس هایی از حضور عوامل این فیلم در جشنواره ونیز ، نمایی از فیلم و 

نشست خبری این فیلم در ادامه مطلب ... 

( ساده دل )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم شهریور 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ساده دل
روز تولد سی خرداد ماه ...
متولد شهر زنده رود
وبلاگ نویس و دانشجو
کارشناسی عمران سازه .
عاشق سیاه کردن دفترچه
خاطراتم ، سینما و فوتبال

در کل پسرکی با آرزوهای
بزرگ و شاید دست نیافتنی .

( ساده دل )

نوشته های پیشین
آبان 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آرشيو
تبادل بنر با ما

تبادل بنر با پسرک ساده دل

وبلاگ-کد لوگو و بنر
بنر دوستان

توپ مطلب دات آی آر

آرشیو موضوعی
سینما
ورزش
نویسندگان
ساده دل
فرشته
پیوندها
وبلاگ SHAHROUZ
کافه سینما
سایت سینمایی سی نت
ورزش سه
کلاب فوتبال من
خبر آنلاین
تیم ملی ایران
وب سایت برنامه 90
بانی فیلم
دریای خروشان ( داوود )
talkhtarazasal
حــــســــرتــــــــ
♥دوست دارم♥
کودکان مشهور ایران
lovely days
خلوت بوسه
دلتو به ما بده
دوستانه
خزان
دختر صورتی
בوستـ.ـے بـ.ـآ اِسـانسـ ِ بـ.ـ.ـو.و.وســ
ღ___من وخودم ___ღ
donyaye daroon
گالری عکس
بندوبست درجمع
سارا تنها
من روز
به تماشاسوگند و به آغاز کلام
دُختَـرﮮ بـآاِسآنسـ سـﮯـگـآر
★پرنســـــــس های شـــــــــب
سیب سفید
تنها ترانه
معنی عشق چیست ....؟
افــــــسانــــــه نـــیــســـت
واژه عشق
بهار نبش قبر پرستو هاست
V@RT@N♣
دلخوشی...
کاش دوباره آغاز شود ....
در خلوت خودم
تنها
پشت دریاها شهری است...
❤❤❤Alone ❤❤❤
دیـــــــــــــــــــــــــــــــوووونه!
جملات عاشقانه
سرگذشت من
shabe tanhaei
زندگانی یا زنده مانی؟
✘مـــــن + تــــــو = مـــــــــا✘
مشکلات وفرازو فرودهای زندگیم
مسیر مشترک زندگی ما
فروشگاه دایانا
عشق پنهان
✗تنهآ✗
☺ وبــــلاگ گـــروهـــی ویــــــــراژ ☺
دنیای ساده ی من
dark smile
کلبه تنهایی يک دختر
یِک دوست خوب
beautiful dance
مـثل گنجشکی که تو برفا مونده........
زندگی به سبک زردی خزان
چتر
❤•❤هر جمله ای که دل تنگت بخواد❤•❤
عشقی برای هیچ کس
سرزمین عجایب
همه چی !
!...SuN coMeS Up aGaiN...!
تنهایی من
عشق پایدار
زندگی اسان است
کلینیک سلامتی
تکواندو تنگ روئین
نم نم باران
وبلاگ طرفداران پیام صادقیان
عـصـیـانــــــــ
چه درونم تنهاست....
خود خودم و دیگر هیچ...
زندگی بی غم نمیشه
✿مـــــ❤ ــــن و عِــــشـ ـــقَــ ـمْ✿
دخی بی اعصاب
کالاگرد ، بانک کالا و قیمت
دلنوشته هام
عاشقانه های امیر
søℳℯ wℋℰℛℰ ℐηtℛℯ﹩tinℊ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM