دل و دست نوشته های پسرک ساده دل
 

این روزها در کنار تدریس ، به شدت دنبال کار دیگری هستم که درآمد بهتری

داشته باشه ، به کاریابی های زیادی سر زدم و ثبت نام کردم  ، آگهی های

خیلی زیادی را هم تماس گرفتم ، اکثر به دنبال استخدام خانم هستند و اونایی 

هم که آقا میخواد بازاریابی هست که من فکر نکنم از پس این کار بربیام ، نمیدونم

شایدم همین کارو انتخاب کردم ، حداقل برای مدت کوتاهی تا کارها روی روال پیش بره

تا کار بهتری دست و پا کنم ، راستی چند روز دیگه بازم عازم بندرعباس هستم و 

شرکت در دادگاه دیگری ، تصمیم خودم و به جدیت تمام گرفتم که از حقم کوتاه 

نیام و دل رحمی و کنار بگذارم و همانند خودش باهاش رفتار کنم ، نمیدونم فکر

درستی است یا نه ولی تصمیم من این شده و تا جایی که توان دارم پای همین هدف

و فکرم می ایستم ، دیگه به امید درست شدن جلو نمیرم ، به امید این میرم که

حق  دو ساله خودم  و روزهای وحشتناک این نه ماه را بگیرم ...

روزهای سختی است ولی ادم قوی تری از چند ماه قبلم هستم و یکجورایی خستگی

های این روزهای طولانی مصمم ترم کرده ، به هر حال این روزها خیلی بهترم

روحیه ، جسمم و همه وجودم راحت تر شده ، ارامشی برقرار شده در وجودم

و سخت تلاش میکنم برای آینده ...

راستی دیگه کمتر غر میزنم از نوشته های دفتر خاطراتم و نوشته های فیس بوک و 

این بلاگ مشخص هست که حال این روزهایم خوبه ... دوستتون دارم .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم شهریور 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

شهر موش ها ...

کارگردان : مرضیه برومند 

نویسنده : فرهاد توحیدی 

شهر موش ها که بچه های دهه پنجاه ، شصت و هفتاد و ... باهاش بزرگ شدن و خاطره

بازی کردند ، این روزهادر سینمای ایران رکوردها را یکی پس از دیگری درو میکند ...

1 - فروش روزانه یکی فیلم در سینمای ایران با 155 میلیونی در روز جمعه 7 شهریور

2 - فروش افتتاحیه یک فیلم با بیش از 360 میلیون تومان در سه روز 

حالا باید دید که این فیلم میتواند تبدیل به پرفروش ترین و شاید پرمخاطب ترین

فیلم تاریخ سینمای کشور بشود یا ...

ادامه عکس ها در ادامه مطلب ...

 

( ساده دل )

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم شهریور 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

از سال های قبل تا به حال فیلم های زیادی هستند که پس از اکران در جشنواره

فجر فرصت اکران عمومی نداشتند به دلایل مختلفی امروز تعدادی از این فیلم ها

را معرفی میکنم و به اضافه پوستر فیلم ها ...

 خانه پدری به کارگردانی کیانوش عیاری

صد سال به این سال ها به کارگردانی سامان مقدم

قصه ها به کارگردانی رخشان بنی اعتماد

خواب زده های به کارگردانی فریدون جیرانی

شیار 143 به کارگردانی نرگس آبیار

خرس به کارگردانی خسرو معصومی

خانوم به کارگردانی تینا پاکروان

فصل فراموشی فریبا به کارگردان عباس رافعی

ارسال آگهی تسلیت برای روزنامه به کارگردانی ابراهیم ابراهیمیان

چند متر مکعب عشق به کارگردانی جمشید محمودی

پاداش و خیابان های آرام به کارگردانی کمال تبریزی

ادامه پوستر ها و توضیحات در ادامه مطلب ....

( ساده دل )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم شهریور 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

امروز روز تولد حضرت معصومه و روز دختر است ...

به دخترای دیروز ، امروز و فردا 

به مادرای دوست داشتنی ، به مادر بزرگ های عزیز و بزرگوار

به همه زنان سرزمینم تبریک میگم 

امیدوارم همیشه زیبا ، سلامت ، شاد و پر از انرژی های خوب باشند ...

همیشه دوست داشتم خواهری داشته باشم ولی اینطور نشد .

دوستتون دارم .

 

( ساده دل )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم شهریور 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

بهانه این پست اکران سری جدید شهر موش هاست ...

یادی از کارتون های کودکیم .

شهر موش ها

کلاه قرمزی

دو قلوهای افسانه ای

خانه مادر بزرگه

زی زی گولو

هاچ زنبور عسل

پسر شجاع

فوتبالیست ها

انت و لوسین ، جودی ابت ، آنشرلی با موهای قرمز

هاکلبرفین و ...

از دوستان عزیزم تقاضا میکنم که به تماشای سری جدید

شهر موش ها بروند و از این فیلم حمایت کنند ... مرسی دوستتون دارم .

 تعدادی عکس از کارتون های دوران کودکی در ادامه مطلب ...

راستی اگر شما هم دوست داشتید از خاطرات  کودکی و کارتون مورد علاقتون

برام تغریف کنید ... مرسی .

 

( ساده دل )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم شهریور 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

چالش سطل یخ ( Ice Bucket Challenge ) فعالیتی است که شامل ریختن یک سطل آب یخ

روی سر یک نفر می‌شود. این فعالیت در رابطه با کمک به جامعه سرطان در نیوزلند و موسسه

خیریه کمک به بیماران اسکلروز جانبی آمیوتروفیک در آمریکا است . این چالش به صورتویروسی

در رسانه های اجتماعی مطرح شد و قوانینی برای آن گذاشته شد تا افراد یا یک سطل آب یخ

روی سر خود خالی کنند یا به موسسه خیریه موردنظر کمک کنند  این چالش نیازمند نامزد کردن

چند فرد دیگر برای انجام این فعالیت است که آنها ۲۴ ساعت فرصت دارند تا در این چالش شرکت

کنند یا ۱۰۰ دلار به موسسه خیریه کمک کنند ...

این توضیحاتی بود در رابطه با اصل ماجرا که از صفحه ویکی پدیا کمک گرفتم ...

جریان خیلی جالب و زیبایست که به ایران هم کشیده شد و اولین نفر در ایران علی کریمی بود

که این کارو انجام داد و سه نفر ( رضا عطاران ، مازیار فلاحی و علی دایی ) را به این چالش

دعوت کرد ، هنرمندان و چهره های زیادی دیگری هم شرکت کردند در این حرکت

همایون شجریان ، مهناز افشار ، ترانه علیدوستی ، محسن یگانه ، رضا عطاران

سحر دولتشاهی ، رضا صادقی ، علی ضیا ، رضا یزدانی ، پیمان معادی و ...

از چهره های بین المللی هم میشه از جرج بوس پسر ، کوبی برایان ، بریتنی ،

خوزه مورینیو ، بکهام ، مسی  ، رونالدو ، کاکا و جنیفر لوپز نام برد ...

امیدوارم که این مدل حرکات برای موضوعات مختلفی انجام بشه مثل برقراری صلح

پایان جنگ ، مبارزه با ایدز و  کمک به کودکان کار و مبارزه با تروریسم ...

( ساده دل )

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم شهریور 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

سلام شهریور جان خوش آمدی ...

هر چقدر بگوییم

مـردها فلان

زن ها فلان

یا تنهایی خوب است

و دنیا زشت است

آخرش روزی قلبت

برای کسی تــندتـر می زند ...

چارلز بوکوفسکی

البته این نوشته ثابت شده هستااااااااا حالا من گفته باشم !

( ساده دل )

+ نوشته شده در  شنبه یکم شهریور 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

دیروز صبح وزیر علوم استیضاح شد و بعد از ساعاتی که به سوالات نمایندگان

جواب داد رای به برکناری وزیر داده شد و فعلا دانشگاه بدون وزیر ماند ...

اینکه چرا نمایندگان سیاسی کاری کردند برای کنار گذاشتن وزیر علوم درش شکی نیست

ولی به نظر من حیف شد که راه خوبی که دکتر فرجی دانا شروع کرده بود را

اینگونه با درگیر شدن دو طیف خرابش کردند ولی بلافاصله پس از این کار 

رییس جمهور که در اردبیل به سر میبرند دکتر محمد علی نجفی و به عنوان

سرپرست وزارت علوم انتخاب کردند ، حالا باید منتظر ماند و دیدکه وزیر بعدی

دانشگاهیان چه کسی خواهد شد ...

مثلا اقای الیاس نادران که مخالف وزیر بودند فرمودند ما مشکلی نداریم فقط

میخواهیم در راس امور باشیم !!! این شد دلیل ؟

و اینکه مثلا فرجی دانا گفت که آیا کسی که رشته تحصیلیش فقه هست 

بورسیه خارج از کشور میگیره ؟ این اشتباه بوده که ایشون و برکنار کردیم ...

به هر حال گذشت به امید روزهای بهتر و تصمیمات درست تر ...

( ساده دل )

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مرداد 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

حالم خیلی بهتر از مدت قبل هست ، سرحالتر شده ام و کمتر غر میزنم و بیشتر

هدفهایم را دنبال میکنم ، این روزها از صبح تا عصر از این خانه به آن خانه میروم برای 

تدریس درس هایی که سال ها پیش خودم خوانده ام ، از ریاضی و فیزیک گرفته تا

زبان انگلیسی و پایه آلمانی ، اینکه چرا خیلی بیشتر از سال های قبل و ماه های گذشته

بدو بدو میکنم برای کار و هر جایی که معرفی میکنند میروم برای تست دادن فقط

علت این هست که اگر دادگاه حکم به دادن مهریه داد که 100% خواهد داد

خودم بتونم این مشکلم را حل کنم و مجبور به اینکه به کسی بگم نباشه و این

هم فقط به خاطر این هست که خودم شخصی بتونم تصمیم بگیرم ...

این روزها کمتر فکر میکنم و یکجورایی دیگه برای درست شدن مشکلم تلاشی

ندارم اونم به این دلیل که به نظرم این موضوع یکجور لجبازی کردن و بیشتر از

همه خیانت کردن هست ، اگر بحث لجبازی باشد من هم میتوانم ، اگر بحث

مغرور بودن است من هم میتوانم تمام غرور له شده این ماه های خودم را

جمع و باز استوار به ایستم ، من در تلاش برای همین کار هم هستم

آگهی در روزنامه دادم برای تدریس و به کاریابی های زیادی هم سپردم برای

کار و تلاشم و خیلی خیلی زیاد کردم برای ایستادن ، برای خسته نشدن

برای اینکه بتونم باور کنم که بهم بی معرفتی کردند ، باور کنم که کسی که

بهم دست دوستی و عشق داد دلش با من نبوده ، این موضوعات دیگر

مهم نیست ، مهم هدفی هست که من برای خودم در نظر گرفتم 

دیگه تلاشی برای درست کردن و بازگشت کسی به زندگیم نمیکنم دیگر غرور

خسته و ترک برداشته خودم را بازیچه بی معرفتی و نامردی ها نمیکنم ...

این تلاش کردن را خیلی دوست دارم ، این دویدن ها و هدف گذاری ها را خیلی خیلی

دوست دارم ، من هدف دارم ، پس زندگیم ادامه خواهد داشت حتی با این همه بی

معرفتی و خیانت ...

برایم دعا کنید ، من خیلی زیاد به نذر کردن اعتقاد دارم ، شاید این روزها

پول زیادی برای این کار نداشته باشم ولی تسبیحی دارم که هشت سالیست از خانه خدا

همراهیم کرده و با اون نذرهای خودمو جلو میبرم و به روزی فکر میکنم که موفقیت

باز هم در خانه من را بزند و صدایم کند ... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

تولدتون مبارک آقا مرتضی پاشایی ...

امیدوارم همیشه سلامت و سر حال باشی با صدایی فوق العاده دوست داشتنی ...

با امید اینکه سال جدید را به خوبی آغاز کنید و سال پر از خوبی و

سلامتی و برکت در پیش داشته باشید ...

 

تو که از اولشم جای من یکی دیگه توی قلبت بود

نگو به من که توهرکاری کردی درسته نگو حقت بود

 

تو که از اسمم و عشقم و حسم وقلبم دلتو کندی

به چشای منه ساده ی بی کس تنها داری میخندی

 

همیشه دروغ میگفتی واسه من میمیری

بگو عاشقم نبودی تو که داری میری

 

بخدا همش دروغه که منو دوست داری ، بگو دوستم داری

تو که روی قلب من اینجوری پا میزاری ، بگو بگو بگو

 

بگو این دروغ دوست داشتنی و این بارم

باز بگو بی تو میمیرم بگو دوست دارم

 

من که این همه دروغ تورو باور کردم ، بگو دوستم داری

یه دفعه دیگه بگو بگو که بر میگردم ، بگو بگو بگو

 

توکه از اون همه حرفهایی که به تو گفتم چیزی یادت نیست

توکه میزاری میری و من اینجا میمونم باچشای خیس

 

تویی که ازم گذشتن آسونه واست ، واست بازیچم

چجوری بهم میگفتی مثل قدیما عاشقت میشم

 

( ساده دل )

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مرداد 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

اینکه هنوز کسی از دنیا نرفته و در فضای فیس بوک

پشت سر هم پیام تسلیت صادر میشه ، یکم ناراحت کننده هست

در این شکی نیست که مرگ در انتظار همه هست ولی

زمانی که هنوز در این دنیا نفس میکشیم آرزوهایی

بهتر از روحش شاد میشه برایمان کرد ...

خانم سیمین بهبهانی نفس میکشند پس هستند

برایشان دعا کنید لطفا به جای پیام روحش شاد ...

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مرداد 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

 اینکه من تو را دوست داشتم شاید حتی بیش از اینکه خودمو دوست داشته باشم

برای خودم شکی درش نیست ولی در اینکه تو من و دوست داشتنی حداقل اون روزهایی

که در کنارم بودی نمیدونم ولی خیلی با خودم حرف میزنم که باور کنم دوستم داشتی ...

اینکه من بی وفایی نکردم و بی معرفتی ناراحت نیستم ولی از این ناراحتم که چرا انقدر

راحت همه چیزو بهم ریختی ...

اینکه من آرزوهای زیادی در کنار تو داشتم برای آینده شکی ندارم ولی اینکه تو

چرااااااااا همه آرزوها را خراب کردی نمیدونم ...

اینکه در بدترین شرایط من و آزار دادی ، در زمانی که داشتم به اطاق عمل میرفتم 

شکنجم دادی شکی ندارم ولی همه این ها را من برای خودم حداقل میزارم به پای

تحت تاثیر قرار گرفتن از حرف دیگران ، حداقلش این هست که خودمو کمتر ازار میدم ...

اینکه تو اولین کسی بودی که وارد زندگیم شد و در کنارم بود و دوستش داشتم شکی 

نیست ولی اینکه دیگه باور کنم حرف های روز اولت را برام سخت شده ، اینکه تو

بارها گفتی هیچ کس در زندگیم نبوده و حالا پدرت و خانواده ات بگن دلتنگ عشق

سابقت شدی ، دلم نمیخواد باور کنم ولی اخرین باری که باهات صحبت کردم و گفتم

این موضوع چیه و گفتی هیچی فقط یک پرس و جوی  بوده که پدر کرده در مورد اون

و دیگر هیچ ، آخه چرا باید تو که من را داشتی اون هم نه به عنوان دوست به عنوان

شوهر ...

خسته ام از سوالات زیاده تو سرم ، خسته ام از اینکه به خودم میگم تو اونی نیستی 

که الانی تو همونی که قبل بودی ، تو همونی که مدعی بودی دوستم داری ولی ... 

از اینکه ناراحتی و گریه هامو پنهان کنم در اتاق تاریکم خسته شدم ، از اینکه به تو

فکر می کنم خسته ام ، از اینکه تو انقدر بی معرفت و فراموش کار بودی خسته ام

از اینکه نامردتر از افراد دور بر تو ندیدم خسته ام ...

من همون آدمی هستم که هیچ زمان قسم نمیخوردم و نمیخورم ولی

امشب به بزرگی خود خدا و تک تک روزهای عمرم قسم که هیچ زمان نمی بخشمت

نه تو و نه هیچ کدام از آدم هایی که مسبب این ماجرا بوده اند ...

و از اکنون این حق را برای خودم قائل هستم که دیگه عاقلانه رفتار کنم

نه دلی ... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مرداد 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

همین دیشب بود که تو فیس بوکم نوشتم که دعا یادتون نره برای حسین آقای

معدنی  صبح امروز که بیدار شدم خبر آسمانی شدنش اعلام شد ...

خیلی زود بود ، سنی نداشت ۴۳ سالش بود فقط ، او کمتر از یکماه قبل بود که

کنار کواچ کار هدایت بچه های والیبال و انجام میداد و الان دیگر نیست  ...

حسین معدنی فردی خوش اخلاق و فوق العاده دوست داشتنی صبح

امروز در گذشت ... روحت شاد مربی ...

تعدادی از عکس های ایشان در ادامه مطلب ...

 

( ساده دل )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم مرداد 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

امروز با وکیل همسرم تماس گرفتم و درخواست آدرس درست و شما تلفن

اون شدم ، بهم میگه چیکارش داری ؟ گفتم همون کاری که شما با همسرت

داری ، میگه من و با خودت مقایسه نکن ، گفتم پنج روز فرصت میدم که

ادرس و شماره تلفنش  و بهم بدی بعد از اون شکایت خواهم کرد ...

به من میگه که چرا وکیل نمیگیری ، جوابش دادم که من خودم زبون دارم

و قتل و جنایت که نکردم ، گفت دوستش داری ؟ گفتم بله که دوستش دارم

زنم هست مگه میشه دوستش نداشته باشم ؟

بهش گفتم که ایشون زن من نیست ؟ گفت چرا گفتم پس باید بدونم

ادرس محل زندگی و شماره تلفنش را گفت نمیشه که ، گفتم

رهبر این مملکت میتونه بگم ایشون زن من نیست ؟ گفت نه

گفتم شما اجازه میدی زنت هشت ما نباشه و ندونی کجاست ؟

گفتم عاشق نبودی واالا از سوراخ موش هم پیداش میکردی گفتم

من چندین بار اومدم اونجا ادرس قبلی ایشون ، اینا شبانه از خونه

قبلی رفتن و الان ادرس و شماره تلفن ندارم ازش ، ادرسی هم که

تو دادخواست ها نوشته دروغ هست ، گفت خب یکماه دیگه صبر کن

تا زمان دادگاه برسه می بینیش خب گفتم شما بودی میشد ؟

گفتم ایشون زده کارمند کجا کار میکنه ؟

گفت به شما ربطی نداره که گفتم عجب پس من پنج روز فرصت میدم

که شما ادرس و شماره تلفن از ایشون بهم بدید واالا شکایت میکنم

ببینم قانون کجا نوشته که به من ربط نداره محل زندگی و کار همسرم ...

همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مرداد 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

 


از برخی آدما نمیشه تعریف نکرد ، نمیشه دوستش نداشت

نمیشه فوق العاده بودنشون و داد نزد حالا تو هر سن و سالی

مهم نیست که از نزدیک دیده باشی طرفو یا نه ، مهم اون حسی 

هست که بهت میده و دوستش داری ...

حالا میخوام از مردی بگم که در سینمای ایران بی نظیر هست

آقای کارگردان سینمای ما بوده ، هست و خواهد بود 

ساخته هاش ، مصاحبه هاش ، حال همیشه دوست داشتنیش

مردی که قهرمان دوست داره ، چه از شکل قیصر با بازی 

بهروز وثوقی و چه خاتون با بازی مهناز افشار ...

منم دوستش دارم و جز اون آدمایی است برای من که ندیدمش

از نزدیک ولی حالشو دوست دارم و نمیتونم فوق العاده

بودنش و داد نزنم ...

تولدت مبارک آقای کارگردان ( مسعود کیمیایی ) ....

( ساده دل )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مرداد 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ساده دل
روز تولد سی خرداد ماه ...
متولد شهر زنده رود
وبلاگ نویس و دانشجو
کارشناسی عمران سازه .
عاشق سیاه کردن دفترچه
خاطراتم ، سینما و فوتبال

در کل پسرکی با آرزوهای
بزرگ و شاید دست نیافتنی .

( ساده دل )

نوشته های پیشین
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
آرشيو
آرشیو موضوعی
سینما
ورزش
نویسندگان
ساده دل
فرشته
پیوندها
وبلاگ SHAHROUZ
کافه سینما
سایت سینمایی سی نت
ورزش سه
کلاب فوتبال من
خبر آنلاین
تیم ملی ایران
وب سایت برنامه 90
بانی فیلم
دریای خروشان ( داوود )
talkhtarazasal
وبلاگ رز زرد
وبلاگ lili______ wOoOoOW
♥دوست دارم♥
وبلاگ atishpare و PARVA
ورق پاره ها
م.مسافر
کودکان مشهور ایران
lovely days
خلوت بوسه
به تماشا سوگند و به آغاز کلام
دلتو به ما بده
سه گانی
لیلایی ترین دستخط مجنون(یوسفی )
دوستانه
خزان
آواهای کاغذی
تنهاترین مسافر جاده عشق "داستان"
اندکی صبر سحر نزدیک است
طعم زندگی
دختر صورتی
شب سرد
בوستـ.ـے بـ.ـآ اِسـانسـ ِ بـ.ـ.ـو.و.وســ
ღ___من وخودم ___ღ
donyaye daroon
گالری عکس
بندوبست درجمع
سارا تنها
من روز
به تماشاسوگند و به آغاز کلام
دُختَـرﮮ بـآاِسآنسـ سـﮯـگـآر
★پرنســـــــس های شـــــــــب
سیب سفید
تنها ترانه
معنی عشق چیست ....؟
افــــــسانــــــه نـــیــســـت
واژه عشق
بهار نبش قبر پرستو هاست
V@RT@N♣
دلخوشی...
کاش دوباره آغاز شود ....
در خلوت خودم
تنها
پشت دریاها شهری است...
دنیای دست ساز های رنگارنگ من
بغض ...
❤❤❤Alone ❤❤❤
دیـــــــــــــــــــــــــــــــوووونه!
جملات عاشقانه
سرگذشت من
shabe tanhaei
زندگانی یا زنده مانی؟
✘مـــــن + تــــــو = مـــــــــا✘
مشکلات وفرازو فرودهای زندگیم
نسیمی برخواسته از دلم
˙·٠•● ◕مخــ ــاطبـــ خـ ـاصــــ◕ ●•٠·˙
مسیر مشترک زندگی ما
فروشگاه دایانا
عشق پنهان
ذاکر عشق
✗تنهآ✗
☺ وبــــلاگ گـــروهـــی ویــــــــراژ ☺
دنیای ساده ی من
dark smile
کلبه تنهایی يک دختر
یِک دوست خوب
beautiful dance
مـثل گنجشکی که تو برفا مونده........
زندگی به سبک زردی خزان
چتر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM