عکس ها ، دل و دست نوشته های پسرک ساده دل را دنبال کنید
 

هیچ زمان فکر اینکه روزی تو کاسبی هم بیام نمیکردم ، چندین ماه هست که به

تدریس مشغول هستم و چند روزی میشه سوپر مارکت باز کردیم البته هنوز اجناسش

تکمیل نشده ولی یکجورایی کار بدی نیست ولی هنوز درآمدی نداشته یعنی فروش بالایی

نداشته ولی به نظر اجناسش تکمیل بشه فروشش به طور قابل توجهی رشد میکنه

خلاصه که در این یک هفته حسابی کار کردیم من ، بابا ، مامان و داداشم همه وقت

گذاشتیم برای زود پر شدن و بهتر شدنش ، البته کاسبی هنر خودشو میخواد ولی

فکر کنم بد نبوده تو این چند روز فعلا ، تکمیل که شد اجناس ادرسش را میزنم که

بچه های اصفهان بیان بهم  سر بزنند :)

برام دعا کنید ... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

دقیقا یکسال از آخرین روزی که دو نفری با هم زندگی کردیم گذشت خیلی

زود گذشت ولی به سختی و مشکلات زیادی که برام درست کرد ولی گذشت

خدا را شکر که هنوز سرپا و صبورانه دارم از این روزهای پر از سختی و خستگی

عبور میکنم ، صادقانه میگم دلم براش تنگ شده ولی هرگز و هرگز نخواهم

بخشیدش و تا اخرین روز زندگانیم ازش نخواهم گذشت ...

آدما یکبار به این دنیا پا میگذراند و تمام ، این یکبار را بهترین لحظاتش را

به کامم تلخ کرد ، زندگی که خوب بود خرابش کرد ، چرا هرگز نفهمیدم دلیل

اصلی این ماجرا چی بود ولی این را میدانم که خودش خراب کرد و حتی

ذره ای تلاش نکرد برای حفظش ، این روزها به هر شکل خواهد گذشت

زنده یا مرده عاقبت همه چیز مشخص خواهد شد ولی خوب نکرد با من

یکسال شد که ازش خبر هم ندارم ، عجیب هست و واقعیتیست تلخ

از زندگی ... 

از دست خودم عصبانی هستم که چرا دلتنگ کسی هستم که همه کاری

کرد که من و ازار بده ، تهمت زد ، دروغ گقت ، فحاشی کرد ، زندگیمو خراب کرد

خسارت مالی زیادی بهم زد ولی دلتنگ زندگیم هستم و لی محکم چسبیدم

بیخ گردن زندگی ، خوشبختی ، صبر و حوصله را تا با تمام وجود از خودم

دفاع کنم تا حق را بگیرم ، شاید خیلی دیر ولی اخر حق و حقیقت آشکار

خواهد شد ... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آذر 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

باران یکی از زیباترین نعمت های خداوند که سال ها بود که این برکت آسمانی در شهر ما

خبری ازش نبود ، ولی خدا را شکر از شروع پاییز خیلی خوب این نعمت دوست

داشتنی بر سر شهر ما نازل میشه ، خدا را شکر ...

باران همیشه پر از یادآوری خاطرات خوب و بد هست ، یادآوری روزهای دوست داشتنی

روزهایی که شاید دیگر تکرار نشود ولی با باران زنده میشه و با بارش باران حس میشه 

و شاید لبخند و شاید اشک هایی بر روی صورت ها نمایان کند ، خلاصه من باران را دوست

دارم و با همه خاطرات خوب و بدی که زنده میکنه عاشقانه دوستش دارم ...

باران ببیار که باریدنت آرزوست ... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  جمعه هفتم آذر 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

بعد از مدت ها امروز خوشحال بودم اونم از برد شیرین تیم محبوبم پرسپولیس

انقدر ذوق کردم که با وجود سرماخوردگی شدیدی که دارم و صدای گرفته

با هیجان و بالا پایین میپریدم !!!

پرسپولیس 2

استقلال 1

محمد نوری و امید عالیشاه ...

هورااااااااااااااا

( ساده دل )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آذر 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

مدتی است که در راه برگشت از آموزشگاه ، یکجورایی مسافر هم

جابه جا میکنم !!! مسافر های جالبی به تورم خوردند ...

از پیرمردی که سرفه میکرد و گفت خوبه تریاک ها را صاف میکنم و 

میکشم و انقدر سرفه میکنم ، تو رژیم قبل تریاک بود عالی یک نقطه اونم

دیگه الان نیست !!!

یک آقای جوانی سوار شد و کتاب های من که جلوی ماشین بودا دید

و گفت دانشجویی ؟ گفتم نه تدریس زبان میکنم و حسابی گرم

صحبت شدیم و شماره گرفت که بیاد و مکالمه یاد بگیره !!!

سه تا خانم سوار شدن که کرایه این ها میشد 3000 تومن زمانی

که میخواستن کرایه حساب کنند تراول در اورده میگه شرمنده آقا

همه پولم این هست گفتم خواهش میکنم بفرمایید اشکالی نداره

عجب از این هموطنان ما !!!

پسری هم سن و سال های خودم سوار شد که از همان اول فحش

میداد به موتوری ها ، به حکومت ، به زمین و زمان و اخر هم گفت 

من پول همراهم نیست شرمنده ها راضی باش حلال کن !!!

ساعت از 9:30 شب گذشته بود که نزدیک های خونه اقایی

دست گرفت و سوار شد گفت ببخش داداش پول همراهم نیست

بریم تا دم خونه پول بردارم حساب کنم گفتم خواهش میکنم

نزدیکای ادرسی که داده بود رسیدیم گفت دمت گرم اقایی کردی

از همین راه برگردی همین راه و مستقیم بری 500 متر دیگه میرسی

سر اتوبان ، شرمنده داداش !!!

خلاصه که دست نوشته ها و خاطرات نویسی شبانه من این روزها

حسابی جور شده و یکجورایی پر و پیمون شده !!!

( ساده دل )

 
+ نوشته شده در  شنبه یکم آذر 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

 

یکی دو روزی بود که خبر بیرون آمد که حالش بهتر شده و به بخش منتقل شده

ولی نشد که بشه ، پسر همیشه آروم پر کشید و رفت ...

من اونیم که سایه ام نداشت

دلش رو توی کوچه جا گذاشت

همون که تو دلش غمارو کاشت

غیر از این سکوت چیزی برنداشت

 

من اونیم که گریه می کنه

همون که بغض و ول نمی کنه

همون که هیچکی باورش نکرد

اشک و عاشق گونه می کنه

صدام که سر به آسمون کشید، دلای عاشق و به این جنون کشید

خدا ببخشه اونو که نموند

که قلب سادمو اون به خون کشید

عشق ادعا سرش نشد، آخرش نشد

که یاد من بره

آسمونو باورش نشد ، کبوترش نشد

دوباره بپره

من اونیم که خیره رو دره، خوشیشو میده غصه می خره

که حالش از همیشه بدتره

دل نمیده و دل نمی بره

کسی که با کسی قدم نزد

تو خونه عکسی غیر غم نزد

سری به قلب عاشقم نزد

اونکه رو دلم زخم کم نزد

روحت شاد آقا مرتضی پاشایی یادت همیشه باماست ....

( ساده دل )

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آبان 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

بمان و بخوان دوباره ... :'(

برات دعا میکنم و میکنیم که بمانی و با جادوی صدایت باز هم مهمانمان کنی ...


چطور دلت امد بری بعد هزارتا خاطره

تاوان چی رو من میدم اینجا كنار پنجره

چطور دلت اومد بری چطور تونستی بد بشی

تو اوج بی كسیم چطور تونستی ساده رد بشی

چطور دلت میاد با من اینجوری بی مهری كنی

شاید همین الان تو هم داری به من فكر می كنی

چطور دلت اومد كه من اینجوری تنها بمونم

رفتی سراغ زندگیت نگفتی شاید نتونم

دلم سبك نشود ازت دلم هنوز می خواد بیایی

حتی با اینكه می دونم شاید دیگه منو نخوایی

بزار كه راحتت كنم از توی رویات نمی رم

می خوام كنار پنجره به یادت آروم بمیرم ...

( ساده دل )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آبان 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

حمیده عباسعلی کاراته کای ایرانی که کمتر از 40 روز قبل با اقتدار کامل

قهرمانی بازیهای آسیایی شده بود در بازی های جهانی آلمان هم با اقتدار به

فینال بازی های رسید و با نتیجه 2 بر یک بازی را به حریف مصری واگذار کرد و 

اولین مدال جهانی تاریخ کاراته زنان ایران را کسب کرد ...

فوق العادست این دختر ...

ادامه عکس های این قهرمان دوست داشتنی در ادامه مطلب ...

 

( ساده دل )

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آبان 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

باز به نام خدا ، خون خدا شد روا

کوچه پر از های و هوست ، شهر پر از ماجرا

سکه به نامت زدند ، سنگ تمامت زدند

نام تو را می‌برند بر سر بازارها

باز به فتوای تیغ ، خون کسی شد دریغ

فتنه بسی پیش روست ، کشته بسی در قفا

قحط وفا ، قحط جود ، خشکی آواز رود

گریه‌ی یاس کبود ، مرگ سپیدارها

آنچه فراوانی است ، وحشتِ ویرانی است

این چه مسلمانی است ؟ وای به دیندارها !

« شب با گلوی خونین خوانده‌است دیرگاه

دریا نشسته سرد

یک شاخه در سیاهی جنگل به سوی نور ، فریاد می کشد »

جنگ چرا ؟ بس کنید ! چند خدا ؟ بس کنید !

چند دروغ و دریغ ؟ گوش به فتوای تیغ ؟

مظلمه‌ی خون کیست این همه کشتارها ؟

این چه مسلمانی است ؟ وای به دیندارها

چیستی ای ملک ری ؟ فتنه‌گری تا به کی ؟

این همه مفتی و شیخ ، این همه قاضی شریح

چند برادر کشی ؟ لذت کافرکشی ؟

بغض قلم را شکست، آتش باور کشی

کیست که عبرت برد زین همه تکرارها ؟

این چه مسلمانی است ؟ وای به دیندارها !

عاشورا و تاسوعای حسینی تسلیت دوستان نازنینم ...

( ساده دل )

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آبان 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

هفته قبل سه روزی بندرعباس بودم برای پیگیری پرونده های مهریه و نفقه

کارهای اعسار ( قسطی کردم مهریه ) را انجام دادم ، سری هم به شورای حل

اختلاف این شهر زدم و توضیحاتی برای پرونده نفقه دادم ، در دادسرای خانواده این

شهر در شعبه های هشتم و چهارم سر زدم ولی هیچ خبر جدید و اتفاق تازه ای در 

پرونده ها روی نداده بود ، من یک هفته هست برگشتم و الان دادسرای اون شهر

میگه ما بیست روز قبل ابلاغی به شما دادیم که شما امضا کردی و تحویل گرفتی

با محتوای اینکه دادسرا به خاطر لایحه طرف مقابل من ( زن قانونی من ) گفته شما

باید به پزشک قانونی بری و پزشکان آنجا در مورد سلامت جنسی و روحی ، روانی

شما نظر بدهند در صورتی که من اون شهر بودم در این شعبه ها ولی هیچ

ابلاغی به من داده نشد و اینکه در جلسه اول طلاق و تمکین ما که طرف مقابل

حضور نداشت و قاضی شعبه چهارم هم نبود ، دادرس گفت که در جلسه دوم

هر دو طرف باید خضور داشته باشند و اگر تشخیص دادیم به پزشک قانونی 

بروند ولی الان چیز دیگری میگن !!!

من یک سوال از دادسرای اون شهر ، وکیل طرف مقابل و زن خودم دارم و این سوال 

در مورد این هست که اگر همه با هم در یک جبهه هستید خب من و چرا مرتب به

اون شهر میکشید ؟ حکم بدید و تمام ، دروغ و کلک زدنتون چی هست ؟

ابلاغی که به من ندادید چرا میگید دادید ؟ قاضی که نبوده چطور نظر داده ؟

چرا الزام نمیکنید که اون خانم هم در جلسات حضور داشته باشه ؟

این که من و خسته کنید راهش نیست ... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آبان 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

هیچ زمان رسانه های کشور ایران و ما مردم ایران یاد نگرفتیم

چطور دفاع کنیم از کسی ، با حمله کردن به طرف مقابل نمیشه دفاع کرد

نمیشه حق را اثبات کرد ، نتیجه هم این شد که با این همه دست و پا 

زدن بالاخره کاری که نباید میشد ، شد ... 

کمپین حمایتی خیلی خوبه ها ولی نه با حمله و فحاشی و تهمت زنی

به طرف مقابل اونم طرفی که دیگر در این دنیا نیست ...

اشتباه کردیم ... همین . ریحانه جباری اعدام شد .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آبان 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

دوشنبه بود که به بندرعباس رفتم برای انجام برخی کارها در دادسرا و شورای

حل اختلاف که خوشبختانه به خوبی انجام شد ...

صبح سه شنبه با اینکه دیر شده بود ولی برای مراحل اداری انجام اقساطی کردن مهریه 

به دادسرا رفتم و بعد چندین بار رفتن به طبقه چهار و آمدن به همکف کارها انجام شد 

و کپی های لازم را هم گرفتن تا عصر مجبور بودم تو شهر گرم و یکجورایی خسته کننده 

بندرعباس چرخی بزنم تا ساعت پنج که شورای حل اختلاف باز کند و من کارهای 

مربوط به نفقه را انجام بدم که خوشبختانه آن هم به خوبی انجام شد و این دو سه

 روز مهمان یکی دو نفر از دوستانی بودم که واقعا مهمان نوازی کردند مثل همیشه ...

البته نکته جالب زمانی بود که تلفنی با یکی از کارشناسان نفقه صحبت میکردم و متوجه 

شدم که ایشون به خانم بنده صحبت کرده و طرف ما گفته بودند که از روز اول 

عقد بهم نفقه نمیداده !!! نه از نظر پوشاکی ، نه خوراکی ، نه درمانی و نه تفریحی !!!

گفتم اگر باز با ایشون صحبت کردید از قول من بگید مرسی که

انقدر فراموش کار هستی و بسیار بسیار بی معرفت و .... .

به هر حال بعد از دو رفت و آمد اتوبوسی که هر کدام بیش از 15 ساعت طول 

کشیده بالاخره امروز صبح ساعت حدود 5 به خانه برگشتم ... خدا را شکر ... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آبان 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

امروز صبح با یکی از سه کارشناس شورای حل اختلاف صحبت میکردم در مورد

رای که برای نفقه میخواهند بنویسند و از من سوالاتی کردند و در آخر بهم گفتند

که چقدر میتونی نفقه بدی ؟ من در جواب گفتم من اصلا نفقه نمیدم مگه ایشون

با من زندگی میکنه ؟ مگر جای زندگیشو من میدونم ؟ مگر محل کارشو به من گفتند ؟

مگر سفر میکنه از من سوال کرده ؟ که الان من محکومم به پرداختش واالا باید زندان

برم ؟ گفت خب قاضی این حکم را داده و شما باید تمام نفقه از روز عقد را بپردازی

من گفتن جناب .... من تا تاریخی که ایشون از پیش من رفته تمام پرداخت کردم و 

چندین برابر هم دادم ، گفت فاکتور داری که خوراکی و پوشاکی تامین کردی ایشونا ؟

گفتم شما فاکتور و رسید از خانمت میگیری ؟ گفت نه ولی باید شاهد بیاری که 

بگن ایشون تو خانه شما تامین بود از همه نظر !!!

برام جالب بود که خانمی که 304 روز در کنار من بود چطور همه چیز را فراموش کرده

همه سینماها ، کنسرت ها ، خرید ها ، سفرها ، ثبت نام دانشگاه ، کنکور ، تولد و مهمونی ها

چطور دادگاه قبول کرده که ایشون 304 روز گرسنه و بدون لباس با من زندگی کرده !!!

در یکی دو روز آینده باز دارم میرم که اول از همه مهریه را پرداختش را تقسیم کنم و بعد

هم سری به شورا بزنم و علت این حکم را جویا شوم ... 

راستی توضیح اقای کارشناس جالب بود در مورد نحوه اعمال نظر و وجه پرداختی به خانم

قیمت صبحانه ، قیمت ناهار و شام ، آرایشگاه ، رفت و آمد و ... در ماه را حساب کردند

و فرمودند که احتمالا مبلغ .... میشه باید بپردازید سر ماه ، آرایشگاه ایشون در شهر

دیگه که تشریف میبرند و من مخارجش  را باید بپردازم ، مرسی .... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

آقای روحانی دیشب فرمودند که هیچ کدام از قول هایی که داده

را فراموش نمیکند ولی من به عنوان یکی از فعال ترین افراد انتخابات 

سال قبل هیچ کدام از قول هایی که ایشون دادند را ندیدم که عمل

شده باشه بهش ، اونم بعد از شانزده ماه ...

آقای روحانی یادتون هست روز خاکسپاری آقای طاهری چه صحبت

هایی کردید ؟ کدام بهش عمل شده ؟

کاش به دنبال گول زدنمون نباشید ... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مهر 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 

سفر و یکجورایی تهران گردی من تمام شد البته خیلی خیلی خسته شدم ...

1 - هفت تا از دوستان را دیدم که خیلی خیلی خوشحالم کرد یکجورایی

روحیه خیلی خوبی بهم داد ...

2 - نمایشگاه نقاشی فرشتگان زمینی را ازش دیدن کردم

3 - به تماشای فیلم خوب ماهی و گربه ساخته شهرام مکری نشستم 

4 - عکس های زیادی از نمایشگاه نقاشی ، بهشت زهرا

خیابان های شلوغ و پر سر و صدا و البته از مترو اونم با اجازه مسئولین ...

یک تشکر ویژه از یکی از دوستانم که خیلی خیلی کمکم کرد

و اگر نبود حسابی به مشکل میخوردم ... دمش گرم و دستش درد نکنه .

خدا را شکر ... همین .

( ساده دل )

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مهر 1393ساعت   توسط ساده دل | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ساده دل
روز تولد سی خرداد ماه ...
متولد شهر زنده رود
وبلاگ نویس و دانشجو
کارشناسی عمران سازه .
عاشق سیاه کردن دفترچه
خاطراتم ، سینما و فوتبال

در کل پسرکی با آرزوهای
بزرگ و شاید دست نیافتنی .

( ساده دل )

نوشته های پیشین
آذر 1393
آبان 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آرشيو
تبادل بنر با ما

تبادل بنر با پسرک ساده دل

وبلاگ-کد لوگو و بنر
بنر دوستان

توپ مطلب دات آی آر

آرشیو موضوعی
سینما
ورزش
نویسندگان
ساده دل
فرشته
پیوندها
وبلاگ SHAHROUZ
کافه سینما
سایت سینمایی سی نت
ورزش سه
کلاب فوتبال من
خبر آنلاین
تیم ملی ایران
وب سایت برنامه 90
بانی فیلم
دریای خروشان ( داوود )
talkhtarazasal
حــــســــرتــــــــ
♥دوست دارم♥
کودکان مشهور ایران
lovely days
خلوت بوسه
دلتو به ما بده
دوستانه
خزان
دختر صورتی
تکه های قلبم
בوستـ.ـے بـ.ـآ اِسـانسـ ِ بـ.ـ.ـو.و.وســ
ღ___من وخودم ___ღ
donyaye daroon
گالری عکس
بندوبست درجمع
سارا تنها
من روز
به تماشاسوگند و به آغاز کلام
دُختَـرﮮ بـآاِسآنسـ سـﮯـگـآر
★پرنســـــــس های شـــــــــب
سیب سفید
تنها ترانه
معنی عشق چیست ....؟
افــــــسانــــــه نـــیــســـت
واژه عشق
بهار نبش قبر پرستو هاست
V@RT@N♣
دلخوشی...
کاش دوباره آغاز شود ....
در خلوت خودم
تنها
پشت دریاها شهری است...
❤❤❤Alone ❤❤❤
دیـــــــــــــــــــــــــــــــوووونه!
جملات عاشقانه
سرگذشت من
shabe tanhaei
زندگانی یا زنده مانی؟
✘مـــــن + تــــــو = مـــــــــا✘
مشکلات وفرازو فرودهای زندگیم
مسیر مشترک زندگی ما
فروشگاه دایانا
عشق پنهان
✗تنهآ✗
☺ وبــــلاگ گـــروهـــی ویــــــــراژ ☺
دنیای ساده ی من
dark smile
کلبه تنهایی يک دختر
یِک دوست خوب
beautiful dance
مـثل گنجشکی که تو برفا مونده........
زندگی به سبک زردی خزان
چتر
❤•❤هر جمله ای که دل تنگت بخواد❤•❤
عشقی برای هیچ کس
سرزمین عجایب
همه چی !
!...SuN coMeS Up aGaiN...!
تنهایی من
عشق پایدار
زندگی اسان است
کلینیک سلامتی
تکواندو تنگ روئین
نم نم باران
وبلاگ طرفداران پیام صادقیان
عـصـیـانــــــــ
چه درونم تنهاست....
خود خودم و دیگر هیچ...
زندگی بی غم نمیشه
✿مـــــ❤ ــــن و عِــــشـ ـــقَــ ـمْ✿
دخی بی اعصاب
کالاگرد ، بانک کالا و قیمت
دلنوشته هام
عاشقانه های امیر
søℳℯ wℋℰℛℰ ℐηtℛℯ﹩tinℊ
ÁŖ ĵĂŊ♏
خاطرات من
KATAYOON
ⓃⒺⒼⒶⓇ رنگارنگ ⓃⒾⓀⒾ
عاشقانه برای همسرم
کافه عشقولانه
❤پاتوق تنهایی من❤
دلشکسته
دست نوشته ...
بلاگفا شعر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM