![]() |
![]() |
|
|
قرار ما کجاي جاده رنگين کمونه؟ که شب آغوششو واکرده کنج آسمونم ستاره تا ستاره با مني و امشب از تو ترانه تا ترانه پيش تنهاييم مي مونم
نه اينکه عادته يا اينکه محتاج تو باشم . فقط اين عشقه که راه گلومه بسته انگار بذار دستات تو دستاي منه عاشق بمونه يه فکري کن به حال اين شباي درد و رگبار
به چه عشقي تو رو تکرار کردم توي قلبم که اسمت تا ابد تو خاطر قلبم بمونه نمي دونم کجا بايد به دنبال تو باشم. قراره ما کجاي جاده رنگين کمونه
همين که من بدون تو نمي تونم بمونم همين که تو بدون من نرو ... دلم گرفته يه سمفوني آغوش و يه ارکستر رنگ و رويا با اين چشماي بارون زده ماتم گرفته
يه تالار از صدا و لحظه ومو سيقي و تو من و بغضي که بي تو رنگ خاموشي نداره فرو مي پاشم از دلتنگي و حسي که دارم هنوزم اسم تو تو ريتم رويام بر قراره
من اينجا غرقه لبخند توام رويا به تن کن بگو يادش بره شب که کجا خورشيدو گم کرد بپوشون پنجره هارو بغل کن خستگيمو . به آغوش منه دلخسته مايوس برگرد |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت توسط ساده دل |
|
|
باغ من آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر با آن پوستین سردِ نمناکش
باغ ِ بی برگی
روز و شب تنهاست ،
با سکوت پاک غنمناکش ساز او باران،سرودش باد
جامه اش شولای ، عریانی است
ور جز اینش جامه ای باید ،
بافته بس شعله ی زر تار پودش باد
گو بروید یا نروید ، هرچه در هر جا که می خواهد یا نمی خواهد
باغبان و رهگذاری نیست
باغ نومیدان ،
چشم در راه بهاری نیست گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد
ور به رویش برگ لبخندی نمی روید
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟
داستان ارپز میوه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست
خاک می گویند باغ بی برگی
خنده اش خونی ست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن
پادشاه فصل ها پاییز |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت توسط ساده دل |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
با امید سر بلندی ایران و سلامتی واسه ی همه هموطنان عزیزم
|
| نویسندگان |
|
ساده دل همسفر |
|
RSS
|