![]() |
![]() |
|
|
ر دادگاه عشق قسمم قلبم بود و وکیلم دلم وحضار
جمعی از عاشقان و دلسوختگان. قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد. سپس به تنهایی و مرگ محکوم شدم . کنار چوبه ی دار از من خواستند تا اخرین خواسته ام را بگویم و من گفتم که به تو بگویند که دوست دارم...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت توسط ساده دل |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
با امید سر بلندی ایران و سلامتی واسه ی همه هموطنان عزیزم
|
| نویسندگان |
|
ساده دل همسفر |
|
RSS
|