![]() |
![]() |
|
اگر یادتان ماند و باران بارید دعایی به حال بیابان بکنید. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت توسط ساده دل |
|
|
یک روزدیگری بود روزی کــه مــــــی رفــــــــتی بـــا شب برابر بـــــود روزی کـــــــه می رفـتی در کوچـه هــا می پیچید فریــاد مـــــن امــــا... گوش فلک کر بــود روزی کـــــــــــه مــی رفتــــــی بـــــا بغض می کوبید تـــا انتهای شــــــــب دستی کــه بـر در بــــود روزی که مــــــی رفـــــتی در چشـــــــم بی تابــــم تــــــصویــرغـمناکی ازشـــــــام آخـربـود روزی کـــــــــــه مــی رفـــــــتی هر گزجدایی را بــاور نمی کــردم افسوس باور بــــــــــــــــــود روزی کــــــــــــــه می رفـــــــــــــــــــــتی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت توسط ساده دل |
|
|
نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق @@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@ امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري گفتم كه تو مي دوني،سرخاك تو مي ميرم ، ولي تا لحظه مردن نمي گيرم دل از تو بعد از تو با من چه کنم ؟!!!
دفتر عشـــق كه بسته شـد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت توسط ساده دل |
|
![]() ![]() ![]() ![]()
بپرسید ((عشق )) یعنی چه؟ براستی عشق یعنی چه ؟ ؟ ؟ قلم بدست می گیرم ومی نویسم : عشق یعنی پاک ترین واژه خلقت ، عشق یعنی خالص ترین صفت روح آدمی .... عشق یعنی چشمه زلالی که ازدرون انسان می جوشد ودر یک سیلان بی نهایت تمامی وجود اوراشست وشو می دهد وتطهیر می کند عشق محصول روحی متعالی ، قبلی پاک ونگاهی آسمانیست گوهر پاک بباید که شو قابل فیض ورنه هر سنگ وگلی لؤلؤ ومرجان نشود عشق اکسیریست که ذرات نفرت را به سلولهای محبت تبدیل می کند وبارانیست که برکویر وجود آدمی می بارد و عطر گل رادر کوچه های زندگی می پراکند عشق یعنی نگاه مهر آمیز عاشق نه فقط به معشوق ، بلکه به هر آنچه که پیش اوست..... که هر که بی هنر افتد ، نظر به عیب کند وعشق اوج هنر وتعالی روح انسان است عشق پاک است ، مقدس است ، عشق نمی کشد ، عشق نمی میراند، عشق متولد می کند، زندگی می بخشد. آری عشق بهاریست سبز وزاینده می گویند عشقهای حقیقی هرگز به وصل نمی رسند چون عشق حقیقی بستگی دو روح است نه به هم پیوستگی دوجسم وچه سطحی نگرند کسانی که هدف از عشق را وصل می دانندو به راستی که عشق مظلوم ترین واژه قرن است |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت توسط ساده دل |
|
|
بیا به خواب من ای نازنینم
بیا خواب تورو یه بار ببینم فقط یه بار بیا پیشم که چشمام بیا زیبا بشه رویای شبهام نگاه مهربان ، همرنگ باران تویی دریا ، منم خاک بیابان بشو روزم ببین بی تو سیاهه بیا ماه شبم چشمام به راهه تورو تازنده هستم می پرستم همیشه فکر دیدار تو هستم می دونی عاشقم ای نازنینم چی می شد خواب تویه بارببینم بیا به خواب من ای نازنینم بیا خواب تو رو یه بار ببینم |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت توسط ساده دل |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
با امید سر بلندی ایران و سلامتی واسه ی همه هموطنان عزیزم
|
| نویسندگان |
|
ساده دل همسفر |
|
RSS
|