![]() |
![]() |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت توسط ساده دل |
|
|
فارغ از غصه ایام بهاران چه خوش است کوچه های سحر و نم نم باران چه خوش است نکته ای گفت چه خوش گفت شقایق به باد سر سپردن به مراد دل یاران چه خوش است ...................................................... سال نو و نوروز باستانی را به شما تبریک می گیویم واز دلدار بهار آفرین سال خوبی همراه با موفقیت و شادی برای شما خواستارم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت توسط ساده دل |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت توسط ساده دل |
|
|
اگه من خسته و تنهام باز میگم دوستت دارم اگه من اسیر غمهام باز میگم دوستت دارم اگه اشنای دردم ندارم یه هم زبونی گل باغ ارزوهام باز میگم دوستت دارم توی اسمون عشقم تویی تک ستاره من اگه من سکوت شبهام باز میگم دوستت دارم گرچه من تو رو ندیدم ولی عاشقت شدم اگه من تو خواب و رویام باز میگم دوستت دارم زندگی بی تو چه سخته نازنین دارم می میرم ولی با همین نفسهام باز میگم دوستت دارم اگه پر زدی و رفتی من و با خودت نبردی با تمام سیل اشکام باز میگم دوستت دارم بی تو من تنهای تنهام اگه رفتی از کنارم توی این شعر و غزلهام باز میگم دوستت دارم باز میگم دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت توسط ساده دل |
|
|
انگشتانم طراوت دوباره گرفته اند مژگانم بوی هزاران گل یاس می دهد نمی دانم در وجود تو چه بود که من این چنین بی تابت شدم بند بند وجودم تو را فریاد می زند این را بارها گفته ام اما باز می گویم هیچگاه این چنین عاشق نبودم چقدر دنیا قشنگ کنار هم چیده شده است هر قطعه چقدر به موقع کنا ر قطعه دیگر قرار می گیرد به راستی تو قطعه گمشده من بودی معتقدم خداوند بسیار زیباست و این زیبایی را در خلقت زن ثابت کرده است روزی تو مادر می شوی و بهشت بر تو حلال می شود فرزندانمان این روز را برایت جشن می گیرند و من بر دستانت بوسه میزنم |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت توسط ساده دل |
|
|
می خوام تا اخر عشق همسفرم تو باشی برای پر کشیدن بال وپرم تو باشی می خوام ترانه هام وهدیه کنم به چشمات دوباره جون بگیرم از گرمی نفسهات میخوام ستاره باشم ستاره ی ستاره به اسمون چشمات پر بگیرم دوباره دقیقه به دقیقه دلواپسم تو بودی تواین ترانه ها رو یکی یکی سرودی درد دلو نشنیده،نگفته چاره کردی تو اوج بی نشونی منو ستاره کردی میخوام ستاره باشم ستاره ی ستاره به اسمون چشمات پر بگیرم دوباره |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت توسط ساده دل |
|
|
تقدیم به روح بزرگ شادروان استاد قیصر امین پور بی مقصد واشیانه پرکشیدی قیصر بی علت و بی بهانه پر کشیدی قیصر اینجا همه دلتنگ تو بودن ولی ناگه ز میانه پر کشیدی قیصر رفتی و نگفته خواندی غزل مرگ و وداع این گونه چه شاعرانه پر کشیدی قیصر احساس لطیف عشق را چه تفسیر شدی اخر تو چه عاشقانه پر کشیدی قیصر ناگهان اینه ها بعد تو بی خواب شدند که تو بی گفتن قصه ی شبانه پر کشیدی قیصر عمری غزلت تازه نگه داشت دلم زیبا و غم الود و جوانه پر کشیدی قیصر این مرثیه ام بوی غم وغصه نداشت اخر که تو بی غصه به خانه پر کشیدی قیصر |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت توسط ساده دل |
|
|
می دانم می دانم یک شب برای چشمایت خواهم مرد چشمهایت همیشه پرازرازهای شیرین است و هزاران خاطره نگفته دارد چقدر واژه های نا شنیده و تازه چشمهایت را دوست دارم همان واژه هایی که در سکوت پلکهایت پیدا کردم مدتها به دنبال اواز ماه می گشتم تا ان را فدای نفسهایت کنم اما امشب از تو می خواهم تا برای ستاره های اخر ماه که همیشه تنهایند اواز بخوانی مهربانم دستانت را بده به نفسهای سردم تا برویم به امتداد تماشا تا انتهای گشودن بگذار دستانت سکوت عاشقانه رو بیاموزد بگذار در ریشه یخ زده غنچه های پژمرده گونه ام بوی فرشته بپیچد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت توسط ساده دل |
|
|
گدا خته ام بی تو با غمت سری به رویایم بزن نواخته ام بی تو شور عشق سری به رویایم بزن تو را ز افتاب شنیده ام تو را به مهتاب دیده ام تو را به تاب عشقی لب سراب خریده ام ترانه ام کن ای غزل سری به رویایم بزن شبانه ای مرا ببر سری به رویایم بزن تورا قسم به تاب و تب تو را به رنگ ناب شب تو را قسم به اسمان تو را به شورعاشقان به رنگ چشمهای تو به راز رنگین کمان سری به رویایم بزن به من بگو چگونه ای به من بگو چکیده ای زبرگ برگ دفترم تو عشق را چشیده ای به نام من ترانه ای به عشق من بهانه ای به شور عاشقانه ام سراسر عاشقانه ای ***************************************** ******************************* ******************** ******** *** * |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت توسط ساده دل |
|
|
عشق گاهی رد پایست بجا مانده بر سکوت ماسه ای شب که حتی وزش بادهای همهمه زمزمه نیازش را رو به زوال نمی برد رد پایی که فاصله را نجوا می کند در گوش مسافر عاشق هر زمزمه اغاز یک رد پاست و هر رد پا زمزمه قدمهای دوست که تا مغرب فاصله نا چار بر مسیر روشن خاطره اش همسفر باید بود نفسهای بیقرایست رمز گذر از کویر و شوق چشمهای همسفر چشمه های خروشان امیدند که فوران می دهند گامهای تپیده عاشق را از خاک تفتیده در وهم یاس تا فرا سوی صحراهای بی بازگشت تا فراسوی قله های فاصله و این همه در گرفته از تلاطم کوتاهیست در سکوت ماسه ای شب براستی به کدامین حربه کلام و احساس به دام توصیف گرفتار خواهد شد این شکارچی واژه وخیال این اعجاز غریب این عشق |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت توسط ساده دل |
|
|
توی تنگ خونه ما دو تا ماهی قشنگه یکیشون ارومه اما اون یکی خیلی زرنگه یکی انگار غصه داره یکیشون فکر فراره یه چیزایی میگن اما حرفاشون صدا نداره هر دوشون تشنه ابند توی تنگا در عذابند ندیدم تا حالا شبها هیچ کدومشون بخوابند دلشون تنگ شده انگار واسه ی شنا تو دریا یادشون میاد یه روزی می شدم سوار موجا می دونید زندگی کردن توی تنگا خیلی سخته اما ماهیها صبورند می دونند که دست بخته خلاصه این دو تا ماهی دوست دارن بشن رهایی تا شاید بشه یه جایی بسازن یه سر پناهی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت توسط ساده دل |
|
|
می خوام تا اخر عشق همسفرم تو باشی برای پر کشیدن بال وپرم تو باشی می خوام ترانه هام وهدیه کنم به چشمات دوباره جون بگیرم از گرمی نفسهات میخوام ستاره باشم ستاره ی ستاره به اسمون چشمات پر بگیرم دوباره دقیقه به دقیقه دلواپسم تو بودی تواین ترانه ها رو یکی یکی سرودی درد دلو نشنیده،نگفته چاره کردی تو اوج بی نشونی منو ستاره کردی میخوام ستاره باشم ستاره ی ستاره به اسمون چشمات پر بگیرم دوباره |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت توسط ساده دل |
|
|
شعر عاشقونه میشم واسه چشمای نازت عاشقم عاشق لبخند عاشق اغوش بازت مهربونی مثل مریم مثل یک موج نوازش با محبت مثل مادر مثل لحظه های خواهش دست تو مثل گل سرخ پاک تر از خاک زمینه سایه تو باشم انگار ارزوی من همینه واسه زخم دوری تو بودنت یه التیامه بودنت عطر سخاوت واسه عشق من قیامه رفتنی مثل یه لحظه، موندنی چون تکیه گاهی برا من که بی پناهم تو همیشه سرپناهی تو پر ازاحساس خوبه خواندن ترانه هستی واسه قلب من که تنگه تو به انتظار نشستی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت توسط ساده دل |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم اسفند 1386ساعت توسط ساده دل |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت توسط ساده دل |
|
|
هیچکی از رفتن من غصه نخورد هیچکی با موندن من شاد نشد وقتی رفتم کسی غصه ش نگرفت بغض هیچ آدمی فریاد نشد وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد دل من خواست که تلافی بکنه پس چشم هیچکسی عاشقم نکرد وقتی رفتم نه که بارون نگرفت آسمون خوب میدونم آفتابی بود اگه شب می رفتم و خورشید نبود آسمون خوب میدونم مهتابی بود وقت رفتن کسی گفت سفر بخیر که برام غریب و ناشناخته بود اما اون وقتی اومد که قلب من همه آرزوهاشو باخته بود وقتی رفتم کسی پژمرده نبود گلا اما همه پژمرده بودن کسایی که براشون مهم بودم همه شاید یه جوری مرده بودند ![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت توسط ساده دل |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
با امید سر بلندی ایران و سلامتی واسه ی همه هموطنان عزیزم
|
| نویسندگان |
|
ساده دل همسفر |
|
RSS
|