![]() |
![]() |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت توسط ساده دل |
|
|
خنده ی تلخ من از گزیه غمنگیزتر است کارم از گریه گذشته به آن می خندم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت توسط ساده دل |
|
|
در دلم آرزوی آمدنت می میرد من میان شب و روز جای دل ، تنگ تر از مشت منست |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت توسط ساده دل |
|
|
بامن امشب چيزي ازرفتن نگو نه نگو ازاين سفربامن نگو من به پايان مي رسم ازکوچ تو بامن ازاغازاين مردن نگو کاش مي شدلحظه هاراپس گرفت کاش مي شدازتوبود و باتوبود کاش مي شد باتوگم شدازهمه کاش مي شدتاهميشه باتوبود کاش می شد فردا راکسي پنهان کند لحظه را در لحظه سرگردان کند کاش می شد ساعت را بميراند يه خواب ماه را برشاخه اويزان |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت توسط ساده دل |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم تیر 1387ساعت توسط ساده دل |
|
|
وسایل شخصی شاعر بزرگ معاصر کشورمان ( احمد شاملو ) به حراج گذاشته شد. پیش از این سیاوش شاملو فرزند او از راه اندازی موزه ای از وسایل پدرش خبر داده بود. دلیل اصلی این حرکت را سیاوش شاملو عمل نکردن به تعهدات از طرف آیدا شاملو همسر احمد شاملو اعلام کرد. این هم از یادگارهای شاعر معاصر ایران احمد شاملو.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم تیر 1387ساعت توسط ساده دل |
|
|
می روی تـا بـا نـبودن عشق را پـرپـر کـنـی
می روی با اشک حسرت ، دیده ام را تر کـنی آن همه گفتی نگاهت با نگاهم زنده است من نـبـاشم ، می تـوانـی روزها را سـر کـنی ؟ در نبودت گریه کردم ، آینه احساس کرد آیـنـه شو ، گریـه ام را حس کـنی ، باور کـنی سبز در عشقت شدم کم کم تو دانستی ولی عاقـبـت میخواسـتی در قـلـب من خنجـر کـنـی بعد تو در سینه نامت می شود یک خاطره کـاش می شـد قـصـه عـشـق مـرا بـاور کـنـی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت توسط ساده دل |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم تیر 1387ساعت توسط ساده دل |
|
|
چقدردلم برایت تنگ شده انقدر که فقط نام زیبای تودران جای می گیرد عزیز من ، قلب من ای کاش می شد اشکهای طوفانی ام را قطره قطره جمع کرد تا تو در دریای غم الود ان غروب چشمانم را نظاره کنی ای کاش می شد فقط یکبار فریاد بزنم دوستت دارم و تو صدایم را می شنیدی نمی دانم چطور،کجا وچگونه باید به تو برسم ای کاش بجای عکس زیبایت وجود نازنینت پیش رویم بود و حرف های نا گفته ام را می شنیدی به راستی که تو اولین عشق راستینم هستی شاید در گذشته هرگز این چنین عاشق نشده بودم اما حال خوب می دانم که فقط با شنیدن نام زیبایت چشمانم بی اختیار می بارد ای امید اخرینم بدان که هر روز هر ساعت و هر لحظه به درگاه افریدگار تو دعا می کنم تا فقط یکباربتوانم چشمانم را زندانی نگاهت کنم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم تیر 1387ساعت توسط ساده دل |
|
|
سوالی که خیلی وقت است ذهن ایرانیان و مشغول کرده است:
آیا خاتمی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت می کند؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم تیر 1387ساعت توسط ساده دل |
|
|
۴ تیر ماه یک سال از آن تصادف وحشتناک که جون بهار و خواهرش راگرفت می گذرد پارسال شب قبل این که این اتفاق روی بده بهار اومد حرفم زدیم ولی فرداش خبر دارشدم که تو تصادف که نزدیکی اهواز اتفاق افتاده جانش و از دست داده دنیاست وکاریش نمیشه کرد روحش شاد همیشه به یادشم. چون این چند روز شاید نباشم الان این مطلب را نوشتم( بهار دل نازک )
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم تیر 1387ساعت توسط ساده دل |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
با امید سر بلندی ایران و سلامتی واسه ی همه هموطنان عزیزم
|
| نویسندگان |
|
ساده دل همسفر |
|
RSS
|