![]() |
![]() |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت توسط ساده دل |
|
|
شمع آرزو هايم را با جرقه اشک روشن مي کنم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت توسط ساده دل |
|
|
اونطور من و نگاه نکن دست روی دست من نذار برو یه وقت مریض میشی بغضت و هی نگه ندار فدات بشم فدات بشم فدات بشم بذار برو محاله باورش که من دیگه نمیبینم تورو صدات میلرزه عشق من اسمم رو هی صدا نکن طناب و دور گردنم بنداز دیگه نگام نکن بمیرم واسه بغض تو فکر من و نکن برو دل و اسیر من نکن اگه دوسم داری برو تو رو خدا گریه نکن تصمیم آخر و بگیر چارپایه رو بکش برو چارپایه دستاش و بگیر با دست عاشقت بذار طناب و دور گردنم میخوام فقط ادا کنم حقی که مونده گردنم من بشکنم برنجم فدای تار موهات مهم تویی نرنجی برس به آرزوهات مواظب خودت باش فقط به من چه کردی دلواپسم نباش و به اشک کی بخندی؟؟؟؟؟؟ اگر سراغم و گرفت بگین نشونه ای نذاشت بگین از اینجا رفته اون چاره ی دیگه ای نداشت اگر سراغم و گرفت این نامه رو بهش بدین بگین که جا گذاشته بود پرسید کجا هیچی نگین اگر بازم پرسید ازم اگر نکرد اشکاشو پاک چاره ای نیست بهش بگین فلانی رفته زیر خاک
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت توسط ساده دل |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت توسط ساده دل |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم شهریور 1387ساعت توسط ساده دل |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
با امید سر بلندی ایران و سلامتی واسه ی همه هموطنان عزیزم
|
| نویسندگان |
|
ساده دل همسفر |
|
RSS
|