![]() |
![]() |
|
|
سرمربي تيم فوتبال استقلال تهران از پيگيري شكايتش درخصوص اظهارت زرينچه و نوازي بازيكنان سابق اين تيم صرفه نظر كرد. به گزارش خبرنگار واحد مركزي خبر، رييس كميته انضباطي فدراسيون فوتبال در نشست خبري امروز خود گفت : كميته انضباطي پس ازاين موضوع از بندهاي سبك جريمه براي صدور حكم استفاده كرد و زرينچه و نوازي را هركدام به 2 ميليون تومان جريمه نقدي و توبيخ كتبي محكوم كرد. مجتبي شريفي افزود : امير قلعه نويي امروز در خصوص پيگيري پرونده تباني به كميته انضباطي آمده بود شكايتش را پس گرفت 0 قلعه نويي پس ازاين موضوع از محمد مايلي كهن شكايت كرد و گفت : وي با دو مصاحبه بعد از بازي تيم سايپا با استقلال اهواز و استقلال تهران ، حيثيت من را زير سوال برده و افكار عمومي را برضد من شورانده است. كميته انضباطي در ديگر آراي خود محمد مايلي كهن را به خاطر رفتارو اخراج شدنش از نيمکت در بازي دوتيم فوتبال سايپا و ابومسلم به 2 ميليون تومان جريمه نقدي و توبيخ كتبي محكوم نمود. همچنين امير قلعه نويي نيز بر اساس راي كميته انضباطي به دليل توهين به داور در بازي تيم هاي استقلال تهران و سايپا به 2 ميليون تومان جريمه نقدي و توبيخ كتبي محكوم شد. بالاخره اينکه كميته انضباطي فدراسيون فوتبال ، باشگاه استقلال تهران را هم به سبب توهين تماشاگرانش به مايلي كهن مبلغ 5 ميليون تومان جريمه كرد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
این روزها که به اواخر لیگ فوتبال ایران نزدیک می شویم شایعه هایی از جمله تبانی برای تغییر قهرمان یا تیم های سقوط کننده به گوش میرسد . باید صبر کنیم تا روز یک شنبه ۶ اردیبهشت تا سرنوشت همه چیز مشخص بشود . با امید سربلندی ایران و ایرانی |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
هفته ی سی وسوم لیگ برتر ایران با پیروزی ذوب آهن ، تساوی استقلال ، شکست پرسپولیس به اتمام رسید . در این هفته تمامی تیم های کاندید سقوط بجز ابومسلم به پیروزی رسیدند و مس هم در قم ۳ به ۱ صبا را شکست داد و به احتمال زیاد نماینده سوم ایران در جام باشگاه های آسیا سال آینده هستند .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
امروز صبح که داشتم آماده می شدم برم بیرون خبر فوت پرویز و به ما دادن پرویز پسر خاله مامانم بود که شغلش با ماشین سنگین بود این آخرین سفری که میره بار خالی کنه به عسلویه هنگام بار خالی کردن با برخورد بار ماشین به کابل برق ماشین همراه با خود پرویز آتیش می گیرد و منفجر میشه . ما هر موقع می رفتیم شهرشون خونه ی اون مهمون بودیم ودتی پیش هم آمده بود اصفهان شب خونه ی ما خوابید و چقدر از شوخی هاش خندیدیم حال دیگه چند روزی هست که پیش ما نیست روحش شاد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
اصفهان همیشه زیبا بمان |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
شب گذشته پس از ۸ روز سرمربی جدید تیم ملی کشورمان انتخاب شد . محمد مایلی کهن از این پس سرمربی جدید ملی پوشان ایران است .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
سلام خدمت دوستان گلم امروز در مورد چت و چت کردن دوست دارم حرف بزنم البته مثل نوشته های قبلی نظرات و برداشت خودم و می نویسم بریم سراغ بحث اصلی من حدودا ۷سال که وارد جهان اینترنت شدم به قول اساتید به جهان مجازی آمدم . دقیقا از تاریخ ۶ تیر ماه ۱۳۸۱ وارد سایت چت (بیا گپ ) شدم و از اون موقع در چت ایرانی حضور دارم . ولی صحبتی که دوست دارم بگم اینه که در چت افرادی که شرکت دارند شخصیتی که در زندگی عادی دارند و در این دنیا معروف به دنیا مجازی هم دارند یا اصلا درست هست که به همان صورت در اینجا هم باشند و مطلب دیگری که در این جور مکان ها هست اینه که میشه دوستی یا ازدواج کرد در این جور مکان ها ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
امشب در مورد فال و فال گرفتن می خوام حرف بزنم . فال موردی اعتقادی و شخصی است بعضی افراد اعتقاد دارند و بعضی افراد نه . من شخصا از گرفتن فال حافظ در مورد بعضی کارها و مشکلات استفاده می کنم . فال وال های مختلفی داره مثل : فال قهوه - فال چایی - فال ورق و انواع مختلف دیگر که من زیاد آشنایی باهاشون ندارم ولی مدتی پیش که با دوستم شیراز رفته بودیم مادر دوستم قرار بود بره پیش خانمی فال چایی بگیره من و دوستمم دنبالش رفتیم . یک استکان چایی دادخورد و اسمش و سوال کرد بعد شروع کرد از زندگی و سر نوشت این خانم گفتن آنقدر جالب و درست گفت که باعث تعجب ما شده بود تمام زندگی مادر اسماعیل و گفت و جالبیش این بود که اسم اشخاص هم می دونست واسم جالب بود خیلی . از این ها که بگذریم می خوام از امشب در وبلاگم فال هفتگی بگذارم البته این و یکی از دوتانم که الان باهاش صحبت می کردم به یادم انداخت فکر کنم ایده ی جالب باشه و علاقه مندان زیادی داشته باشه. با امید سربلندی ایران و ایرانی شاد باشید یا حق . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
پانزدهم فروردین سالروز در گذشت پروین اعتصامی بانوی شعر و ادب ایران زمین
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
زندگی : در ۳۰ شهریور ماه سال ۱۳۰۵ در خیابان عین الدوله ( خیابان ایران فعلی ) شهر تهران دیده به جهان گشود . پدر و مادر او هر دو از ادبیات و شعر سر رشته داشتند و پدربزرگ مادری او میرزا موتمن الممالک از شاعران روزگار ناصری بود . مشیری دوره آموزشهای دبستانی و دبیرستانی را در مشهد و تهران به پابان رساند و شپس وارد دانشگاه شد و در رشته زبان ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت. اما آن را نا تمام رها کرد و به سبب دلبستگی بسیاری که به حرفه روزنامه نگاری داشت ازهمان جوانی وارد فعالیت مطبوعاتی در زمینه خبرنگاری و نویسندگی شد و بیش از سی سال در این حوزه کار کرد. مشیری سالها عضویت هیات تحریریه مجلات سخن . روشنفکر .سپید و سیاه و چند نشریه دیگر را داشت . از سال ۱۳۲۴ در وزارت پست و تلگراف و تلفن و سپس در شرکت مخابرات ایران مشغول به کار بود و در سال ۱۳۵۷ باز نشسته شد . او در شال ۱۳۳۳ با خانم اقبال اخوان ازدواج کرد و اکنون دو فرزند به نام های بابک و بهار به یادگار مانده است. مشیری سال ها از درد چشم رنج می برد و در بامداد روز ۳آبان ماه ۱۳۷۹ خورشیدی در بیمارستان تهران کلینیک در سن ۷۴سالگی در گذشت . دفترهای شعر او : ۱۳۳۴ تشنه طوفان ۱۳۶۷ آه باران ۱۳۳۵ گناه دریا ۱۳۶۹ سه دفتر ۱۳۳۷ نا یافته ۱۳۷۱ از دیار آشتی ۱۳۴۰ ابر ۱۳۷۲ با ۵ سخن سرا ۱۳۴۵ ابر و کوچه ۱۳۷۴ لحظه ها و احساس ۱۳۴۷ بهار و باور کن ۱۳۷۸ آواز آن پرنده غمگین ۱۳۴۷ پرواز با خورشید ۱۳۷۹ تا صبح تابناک اهورایی ۱۳۵۶ از خاموشی ۱۳۶۵ موروارید مهر شعری از مشیری : بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
سهراب سپهری شاعر و نقاش ایرانی بود که در ۱۵ مهر ما ۱۳۰۷ در کاشان متولد شد . او از مهمترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبان های بسیاری از جمله انگلیسی فرانسوی اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده است . وی پس از ابتلا به بیماری سرطان خون در بیمارستان پارس تهران در گذشت . دز گذشت : سهراب سپهری در غروب ۱اردیبهشت سال 1359 در بیمارستان پارس تهران به علت ابتلا به بیماری سرطان خون در گذشت . صحن امامزاده سلطان علی روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان میزبان ابدی سهراب گردید . آثار ادبی : مرگ رنگ ( ۱۳۳۰ ) مسافر ( ۱۳۴۵ ) زندگی خواب ها ( ۱۳۳۲ ) حجم سبز ( ۱۳۴۶ ) آواز آفتاب ( ۱۳۴۰ ) ما هیچ ما نگاه ( ۱۳۵۶ ) شرق اندوه ( ۱۳۴۰ ) هشت کتاب ( ۱۳۵۶ ) صدای پای آب ( ۱۳۴۴ ) شعری از سهراب : قايقي خواهم ساخت، خواهم انداخت به آب،
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
امروز ۱۲ فروردین ۱۳۸۸ است سی سال قبل در چنین روزی بعد از کنار رفتن در حکومت پهلوی آیت الله خمینی دولت جمهوری اسلامی را تشکیل داد و در این روز سر شماری انجام گرفت که بدین وسیله مردم ایران به دولت جمهوری اسلامی رای مثبت داده و آن را پذیرفتند. از ان سال به بعد هر سال روز ۱۲ فروردین روز جمهوری اسلامی نامیده شد و در این روز جشن و راهپیمایی بزرگ در سراسر ایران تشکیل می شود . با امید سربلندی ایران و ایرانی شاد باشید |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
موضوع انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم ایران مهمترین واقعه ی سال جاری خواهد بود. ۲۲خرداد ماه امسال که تعیین شده برای انتخابات این دوره است صحنه ی رقابت چهره های سیاسی ایران است چهره هایی که تاکنون فقط ۴ نفر رسما اعلام کاندیداتوری کرده اند . ۱- مهدی کروبی ( کاندیدای دوره ی نهم هم بود . رییس مجلس شورای اسلامی. حزب اعنماد ملی مهدی کروبی را به عنوان نامزد انتخاباتی خود اعلام کرد . غلامحسین کرباسچی هم رییس ستاد انتخاباتی کروبی است . ۲ - میر حسین موسوی : آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی . ۲۰ اسفند ما سال ۱۳۸۷، با صدور اعلامیه ای ، رسماً حضور خود در انتخابات را بیان داشت . او در حالی به صحنه ی انتخابات وارد شد که قبل از خاتمی ، اعلام کرده بود که یکی از آنان در انتخابات حضور خواهند داشت . ۳ - قاسم شعله سعدی : نماینده مجلس سوم و مجلس چهارم از شهر شیراز در مجلس شورای اسلامی. وی در آذر ۱۳۸۱ طی نامه به علی خامنه ای ، انتصاب وی به رهبری را غیر قانونی دانسته و به همین جهت نیز بازداشت شد . او طی بیانیهای در سایت شخصی خود نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران شد . ۴ - اکبر علمی : نماینده دورههای ششم و هفتم تبریز در مجلس شورای اسلامی . شورای نگهبان صلاحیت وی را برای شرکت در انتخاباتهای ریاست جمهوری و مجلس قبل رد کرد . وی در روز بیستم اسفند ماه ۱۳۸۷ در یک کنفرانس خبری رسما اعلام کاندیداتوری کرد . نامزد های احتمالی دیگر هم هستند از جمله : عبدالله نوری ، محسن مهرعلیزاده ، محمد هاشمی محمود احمدی نژاد ، محمد باقر قالیباف ، علی اکبر ولایتی ، محمد رضا باهنر ، محسن رضایی ، محمد جهرمی و مصطفی پور محمدی . باید صبر کرد تا خرداد ماه و انتخابات دهم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
بعد از شکست شنبه شب تیم فوتبال کشورمان در مقابل عربستان در ورزشگاه آرادی صبح دیروز علی دایی سرمربی ایران از سمت خود بر کنار و دستیار اول او روته مولر موقت سمت رهبری ملی پوشان و بر عهده گرفت از ساعاتی که خبر برکناری دایی رسمنا اعلام شده چندین نفر و کاندیدای رهبری تیم ملی کرده اند که می شود از ذولفقار نسب - منصور ابراهیم زاده افشین قطبی - غلام پیروانی و لوکا بوناچیچ نام برد .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
امروز تیم ملی فوتبال کشورمان در حضور ۱۲۰ هزار نفر تماشاچی و رئیس جمهور ۲ بر ۱ به عربستان شکست خورد. با اینکه موقعیت های زیادی داشتیم ولی استفاده نکردیم حتی تا دقیقه ۸۰ هم ایران جلو بود ولی در عین نا باوری شکست خوردیم ولی به نظر من یکی از ۲تیم صعود کننده به جا جهانی از این گروه ایران است.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم عشق من این شعر است روحش شاد فریدون مشیری |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
من مگر مهره شطرنج تو بودم كه مرا چرخاندي
بارها دور زدي صفحه تقدير مرا گرداندي دست ويرانگر تو بود كه به هر سويم برد همچو بازيگر قهار تو مرا سوزاندي ![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
سلام
چقدر بهار زیباست و چقدر تکرار زیباست و چقدر هر روز و هر روز تکرار دوست داشتن زیباست و چقدر هر روز و هر روز تکرارعاشق بودن زیباست و چقدر هر روز و هر روز تکرارتنفس هوای زندگی زیباست و چقدر هر روز و هر روز تکرار دوست داشتن زیباست و چقدر هر روز و هر روز تکرار دوست داشتن زیباست چقدر بلند مرتبه و عظیم است پروردگاری که بنا نهاد دنیا را بر عشق چقدر بلند مرتبه و عظیم است پروردگاری که تکرار می کند تکرار می کند زمین را و زمان را تو را و مرا روزگار می چرخد و همه چیز تکرار می شود
مکرر بخند گل من مکرر بخند که لبخند تو در بهار زیباست در زیر تابش آفتاب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
وقتی که با من اینجور بر خورد شد با ناراحتی سر سفره ی هفت سین هم نرفتم واسه تحویل سال نشستم پشت کامپیوتر که بهنام ( mamoosh* ) واسم نوشت اونجا دعواست من اصلا حواسم نبود که اون موقعی که بحثم شده بالای تالک چت روم بودم و حسابی صدای دعوا ما پخش شده به بهنام گفتم می خواستی من و بیاری پایین بابا آبروم رفت در جواب بهنام گفت که خیالت راحت بعد از موزیک که گذاشته بودی آوردمت پایین کسی متوجه سر و صدا نشد. با اینکه بهنام می گغت کسی متوجه نشده همه ازم پرسیدند که موضوع چی بود حل شد مسئله!!! اون موقع متوجه شدم که تو چت روم همه حواسشون به اتفاقات اطراف هست اینکه مظلوم میشینند اینجا ملاک توجه نکردن نیست ، از این حرفا که بگذریم برسیم که ادامه ی حرفام . از اون موقع ناراحت و به قول معروف دپرس نشسته بودم که بچه ها یکی یکی می رفتم تبریک می گفتن و آرزو می کردن واسه دوستاشون اولین نفری که رفت بالا یه خانمی بود به نام ترانه که من به اسم ( Darya bedehi ) میشناسم شروع به صحبت کردن و اولش گفت که منم مثل خامنه ای اولین نفر بعد از تحویل سال صحبت می کنم اون موقع این بود که همه با اسم خودشون اومده بودن مثل ( Taraneh -- Oranoos CINA - Kamran_al و.... ) که جالب توجه بود منم که قرار بود اولین کسی باشم که میرم تبریک میگم دم دمایی که داشتن بچه ها می رفتن با صدایی ناراحت و خشک تبریکم و گفتم و مشغول صحبت با بهنام شدم که می گفت ایول بیخیال بابا دنیا ۲روزه ناراحت نباش من که خیلی عصبی و ناراحت بودم برگشتم گفتم....... باباشون موقع رفتم تو فاز قهر و حرف نزدن تو خونه با اینکه گرسنم بود واسه اینکه ثابت کنم کارشون اشتباه بوده غذا هم نخوردم. اون روز قرار بود بعد از تحویل سال و دیدن فیلم همه برن خونه پدر بزرگم که من بهش میگم آقا جون که بابام و مامانم که زشت بود بدون نوه ی برزرگ پسری بلند بشن برن متوسل به دروغ شدن دروغم میشه گفت نبود ولی زنگ زدن گفتن بابام مریض و شماها بیاید اینجا منم که منتظره این بودم که بیان خودشون بگن بیا بریم اصلا اهمیت ندادم در بست خوابیدم تا ساعت حدودا ۱۱ شب بلند شدم چند تا sms داشتم تبریک عید بود چندتا را جواب دادم و .............. ادامش در پست بعدی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
امروز داشتم با خودم فکر می کردم که خوبه تمام خاطراتم که تاحالا نوشتم و بیارم تو بلاگم راستش من چند سالی هست که اتفاقات روزمرم را می نویسم چه خوب چه بد. از امشب شروع می کنم اگر خوب پیش رفت که ادامه می دم والا نه مثل ۲سال قبل ادامش میدیم. از جمعه ۳۰ اسفند شروع کنم گفتن که شاید یکی از بدترین روزهای زندگیم بود . آخرین روز سال بود و همه مشغول کارهای انجام نداده بودند منم که صبح زود پا شده بودم مطابق معمول صبحایی که تمرین نداشتم وارد چت روم شدم راستی اینم بگم که در این نوشته ها فقط اسم چند نفر از دوستای صمیمی و می برم و بقیه را اشاره ای می کنم رد میشم. خلاصه وارد چت روم که شدم پژمان و دیدم چند روز قبل با هم سفر بودیم خلاصه مشفول بودم که صدا کردن من و از بالا که برو مادر بزرگت و بیار منم که اصلا در مواقع چت کردن حاله کاری و ندارم مثل همیشه با تیکه اندختن و گله کردم ماشین و روشن کردم رفتم که از شانس همیشه بد من خیابونا ترافیک وحشتناک بود به هر مکافاتی بوده خودما رسوندم خیابان.... مامان بزرگ به قول ما را سوار کردم تا می خواستم برگردم ۲.۳ ساعتی طول کشید منم با ناراحتی اومدم پشت کامپیوترم که الانه که دوستم خانم...... بپرسه کجا بودی چرا خبر ندادی می خواستی بری نشستم و یاهوما باز کردم دیدم که خدا را شکر وضعیت سفیده . اون روزم روز سال تحویل بود روم خاطره ها که چند ماهی هست که اونجا هستم شلوغ بود دوستان قدیمی و جدید همه جمع بودن بگو بخندی بود و تا نزدیکای ساعت ۳ که موقع تحویل سال بود خوب پیش رفت تا اینکه رفتم واسه خوردن ناهار که پلو ماهی بود که من خیلی دوست دارم من و بابام و مامان داشتیم ناهار می خوردیم که زنگ خونه را زدن شایان ( داداشم ) با یه سطل ماست وارد شد و نشست که غذاش و بخوره بابام صداش کرد که شایان لباسات و بردار و اینجا را جمع کن شایان در جواب گفت که حالا خستم بابام که کلا به قول من آدم گیریه اسرار که همین الان باید جمع بشه من وسط جر و بحث گفتم که من جمع می کنم که حرفا تموم بشه که بابام بدون دلیل عصبانی شد یه حرفایی زد که نباید می زد که واقعا من و ناراحت کرد کهبعد از انجام این همه کار اینجور باید به من می گفت.................. ادامه صحبتم در پست بعدی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
امسال نوزدهمین نوروزی بود در زندگیم بوده ولی شاید بدترین هم همین نوزدهمین بود که با جنگ و دعوا شروع شد. من که اصلا اهل گریه کردن نیستم گریم گرفته بود چقدر حرکت اونی که سال تحویل من و خراب کرد بد بود. من به شخصه ۳۶۵ یا مثل امسال ۳۶۶ روز صبر می کنیم که سال جدید بیاد و مهمونی ها و عیدی گرفتن ها و ..... ولی این شخص امسال به کلی سال من و خراب کرد ولی خدا بزرگ و دیده ی بلندی داره دیگه وقت شما را بیش از این نمی گیرم به امید دیدار شما ( SHAHROUZ ) عکس های ۳ سن مختلف از منم ببنید چقدر تغییر کردم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
اولین اتفاق سال جدید که از قضا بسیار حائز اهمیت نیز میباشد پیام نوروزی باراک اوباما رئیس جمهور آمریکاست. گر چه محتوای پیام,تبریک به مناسبت جشن نوروز و به همه ملتهایی است که نوروز جشن ملی آنهاست اما تاکید اصلی پیام به جمهوری اسلامی ایران است. خواندن بیت معروف شعر سعدی بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند لحن مودبانه پیام و دیدن افقی روشن در آتیه روابط دو دولت و در نهایت تبریک عید به زبان فارسی از نکات جالب این پیام است. گویا مسئولین مملکتی از این عمل غافلگیر شده اند و هنوز هیچ گونه واکنشی نسبت به آن از خود نشان نداده اند و رسانه ملی نیز در هیچیک از بخشهای خبری به آن اشاره ای ننموده است فقط مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور آقای جوانفکر در وبلاگ خود حرفهای قبلی رئیس جمهور را تکرار کرده است که به وضوح مشخص است بدلیل محدودیت استناد به مواضع قبلی کرده است. به نظر میرسد اجماع خاموشی بین اکثر حکمرانان کشور برای ارتباط با آمریکا جاری است ولی فاصله ایجاد شده بدلیل تیرگی روابط طی سالهای متمادی بقدری زیاد است که نمیتوان انتظار داشت به سرعت این عمل صورت پذیرد. تعویض دولت در آمریکا تغییر کاملا محسوسی در نوع نگاه به ایران را در سیاستهای آن کشور نشان میدهد هرچند در ابتدا اقدام جالب و البته منحصر بفرد در تاریخ انقلاب رئیس جمهور بابت ارسال نامه تبریک انتخاب آقای اوباما به ریاست جمهوری فارغ از متن پیام بسیار شایان توجه و درخور احترام است. اینک فرصت مغتنمی همانند فرصتی مشابه در زمان دولت کلینتون و آقای خاتمی بوجود آمده است. در آن مقطع حتی وزیر وقت امور خارجه آمریکا بابت کودتای 28 مرداد 1332 از ملت ایران عذر خواهی کرد البته آن فرصت سوخته شد. بی شک برقراری ارتباط با آمریکا منافع زیادی برای کشور ما خواهد داشت علی الخصوص برای پرونده هسته ای و اقتصاد بیمار ما. حال باید دید مسئولین حکومتی چگونه با فرصت ایجاد شده برخورد خواهند کرد , آیا با عزت و بنا بر منافع ملی از آن استقبال کرده و سعی در نزدیک کردن دیدگاهها به یکدیگر خواهدکرد یا باز هم فرصت سوزی دیگری رقم خواهد خورد؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم فروردین 1388ساعت توسط ساده دل |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
با امید سر بلندی ایران و سلامتی واسه ی همه هموطنان عزیزم
|
| نویسندگان |
|
ساده دل همسفر |
|
RSS
|