سلام دوباره به همه همراهان نازنینم که یکسالی هست که خیلی کمتر میشه
باهاشون حرف بزنم ولی دوباره اومدم که یک حال و احوالی بکنیم و درد و دلی و خاطره بازی
یکی دو روز پیش که اومدم سر زدم یکی دو نفر از عزیزان لطف کردن و کامنت گذاشتن
و سوالاتی کردن و به علت اینکه پیام خصوصی هست نمیتونم جواب بدم اگر محبت کنند
ادرس بلاگ یا ایمیلی داشته باشند تا بتونم جواب بدم و البته این موضوع را بگم خیلی متوجه
سوالشون نشدم ، البته دوست دارم اگر بتونم کمکی کنم این کار و بکنم ولی واقعیتش
این هست که متوجه نشدم صحبتشونا ، از این صحبت ها بگذریم این روزها خیلی کم کار
می کنیم اونم به علت اینکه چشمام یکم اذیت شدن و باید بیشتر بهشون استراحت بدم
به خاطر همین موضوع یکمی تو وضعیت اقتصادیم به مشکل خوردم ولی خدا را شکر
از مدتی دیگه دوباره شروع می کنم به کار بیشتر و جبران این روزها ، راستی یک برنامه
خیلی خوب برای یکی دو سال آیندم ریختم که اگر زودتر برگردم به کار شاید با درصد بالا
بشه این برنامه ها را به عمل نزدیک ترشون کرد ، یکی از این ها سفر به جام جهانی هست
و یک اتفاق خوب ، دومیش تعویض ماشینم هستش که خیلی دلم میخواد این اتفاق بیوفته
یک ماشین بهتر ، به قول خودمون باکلاس تر ، خوشگلتر بگیرم و البته یک کار دیگه در رده سوم
اولویت ها هست ولی مهم خب ولی به هر حال سخت تر هست برای همین جاشم عقب تره
تا یادم نرفته از سینما هم بگم که این چند روز سه فیلم دیدم که هر سه تراژدی هست و
یکجورایی فیلم هایی بر گرفته از مشکلات اجتماعی موجود که هر سه خوبن ولی من دوست
نداشتمشون البته از اون چیزی که ساخته شده سانسورهایی داشته که بهشون لطمه زده
متاسفانه ولی حتما اگر سینما برو هستید به تماشا برید فیلم خفگی از فریدون جیرانی ،
ملی و راه های نرفته از خانم تهمینه میلانی و البته خانه دختر از شهرام شاهحسینی ...
خیلی پر حرفی کردم ، سعی میکنم دوباره بیشتر برگردم و بنویسم و صحبت کنیم با همدیگه
با ارزوی بهترین ها برای همتون فعلا مراقب خوبی هاتون باشید .
( ساده دل )